وب سايت شخصي ولي اله ديني : چگونه با تفكر به جنگ مشكلات برويم؟
جمعه، 7 شهریور 1393 - 23:54 کد خبر:526
آدمي موجودي كمال طلب است و دليل اين ادعا دنياي صنعتي امروز است كه انسان به قيمت كمال خود،درد و استرس و آلودگي هايش را بر خود هموار ساخته ست.انديشيدن هنر آدمي است.اگر اين هنر بر اثر استرس ها و تنيدگي هاي روزمره تحت تاثير قرار گيرد،گويي نقطه قوتي در كار نخواهد بود.اين مقاله را به اين دليل بخوانيد چون ما كمال طلبيم و نياز به انيدشيدن داريم.به قول دكارت فيسوف فرانسوي : "مي انديشم ،پس هستم . . ." آيا تا بحال با مشكل مواجه شده ايد؟اين مشكل تا چه اندازه روند زندگي شما را تحت تاثير قرار داده است؟تا چه حد در مقابل آن احساس توانمندي براي مقابله و يا احساس عجز كرده ايد؟آيا مشكل خود را مورد تجزيه و تحليل قرار داده ايد،تا زير بناي آن را بيابيد؟بنظر شما مشكلتان تا چه اندازه واقعي بوده و تا چه حد به نحوه نگرش شما نسبت به آن مربوط بوده است؟ در پاسخ به اين سوالات و سوالاتي از اين قبيل بايد عنوان كرد هر فردي حتما در برهه اي از زندگي خود دچار ناراحتي شده و تفاوت فقط در تعداد يا ميزان مواجهه با مشكلات بوده است. با اين حال بحث بر اين است كه آيا همه افراد در مقابل موقعيتهاي مشابه واكنشهايي يكسان نشان ميدهند يا نه هر كدام بگونه اي متفاوت از ديگري پاسخ ميدهند و ديگر اينكه اگر واكنشها به گونه هاي متفاوت است نتيجه چيست؟اينك براي مقابله با مشكلات به نكاتي به شرح ذيل اشاره مي شود:


احساسات شما متاثر از افكار شماست؟

ما به اين دليل پيش از صحبت در برابر جمع مضطرب مي شويم كه اين گونه حرفها را به خودمان مي گوئيم

مثلا به خودمان مي گوئيم

الف)ممكن است اشتباه كنم و آبرويم جلوي ديگران برود ويا

ب)اگر اشتباه كنم و آبرويم جلوي ديگران برود خيلي بد خواهد شد

احساس اضطراب ما نيز دقيقا به خاطر گفتن همين حرفهاي فاجعه آميز است

اما اگر به جاي جمله (ب)فقط جمله(الف)را به خودمان بگوئيم يا جمله ديگري مثل (ج)را به خودمان بگوئيم كه اگر اشتباه كنم و آبرويم برود درست است كه ناجور شده اما لزومي ندارد تصور كنم كه خيلي بد شده است،عملا" هرگز مضطرب نخواهيم شد

 احساس خوب از طريق تفكر صحيح

عملكرد ما به طور همزمان داراي جنبه هاي مختلفي است ما بطور همزمان ادراك، حركت ، تفكر مي كنيم و تهييج مي شويم. اين چهار شيوه اصلي ارتباط ما با دنيا از هم مجزا نيستند و با شروع يكديگر قطع نمي شوند . آنها باهم همپوشي دارند و هر يك جنبه هاي مختلفي از زندگي ما را دربرمي گيرند.بنابراين تفكر علاوه بر تغييرات زيستي- الكتريكي مغز و يادآوري ، يادگيري و حل مسئله ،شامل رفتارهاي حسي ، حركتي و هيجاني هم مي باشد.

 نحوه خلق احساسات و هيجانات

 

كلمه هيجان به معاني زير استفاده مي شود:

1)حالت عاطفي دروني كه بواسطه تفسير ابراز مي شود

2)كل تغييرات فيزيولوژيك و دروني ما كه بطور آرماني تعادل ارگانيسم و محيط آن را مجدداً برقرار مي كنند

3)رفتارهاي آشكاري كه محيط محرك آنهاست و تلويحاً به معناي تعامل مستمر با محيط تغييرات فيزيولوژيك و نيز تهييج روانشناختي است.

يك هيجان متشكل از آشفتگي حادي است كه ارتباط نزديكي با تغييرات آشكار بدني دارد ، و كمابيش آن را به شكل احساس تشويش تجربه مي كنيم . مابقي ماجرا استنباط ما از وقايع است. بنابراين ، هم احساس و هم رفتاري كه از طريق آن ابراز احساس مي كنيم و نيز پاسخهاي فيزيولوژيك ما به آن وضعيت محرك مجموعه اي پويا و به هم مرتبط را تشكيل مي دهند كه تشكيل دهنده هيجان هستند .پس يك هيجان به طور همزمان پديده اي فيزيولوژيك روانشناختي و اجتماعي است زيرا اعضاي دنياي متمدن ما نيز معمولاً محركهايي هيجانزا محسوب مي شوند.

 

با افكارتان به جنگ آشفتگيهاي هيجاني برويد.

افرادي كه رفتارهاي روان رنجورانه دارند ظرفيتهاي بالقوه اي دارنداما نمي دانند رفتارهايشان چطور به آنها لطمه مي زند  ،گاهي هم مي دانند اما به دلايلي غير عادلانه از رفتارهاي مخرب خويش دست نمي كشند   از آنجا كه ما معتقديم اين افراد ظرفيتهاي بالقوه اي دارند،و فطرتا"كم هوش نيستند بر اين باوريم كه دليل مشكلات هيجاني آنان نا آگاهي آنها ازنحوه تفكر صحيح تر و انجام رفتارهاي كمتر مخرب است   گاهي هم از اين موضوع با خبرند اما تلاشي در اين مورد نمي كنند.

 تشخيص رفتارهاي روان رنجورانه و مقابله با آنها


تفكر روشن منجر به هيجانات مناسب مي شود و حماقت ،جهالت و آشفتگي با تفكر صحيح مغايرت دارند و باعث هيجانزدگي مفرط يا كم هيجاني مي شود  تقريبا" تمام رفتارهاي روان رنجورانه يا رفتارهايي كه به ما لطمه مي زنند،ناشي از جهالتهاي بنيادي يا عدم بينش هاست

اگر چه ما انسانها گاهي به خاطر برخي از حالات و شرايط جسماني خود رفتارهاي رواني رنجورانه اي انجام مي دهيم اما غالبا" دلايل ديگري در بين هستند اختلالات ما در شرايط عادي معلول باورهاي هشيار يا ناهشيار ماست

روان رنجوري معمولا"به طرق مختلفي برانسان تاثير مي گذارد،چنانچه تظاهرات مختلف آن را رفتارهايي روان رنجوري بدانيم و اين حقيقت را بطور كامل پذيرفته باشيم كه اين خود ما هستيم كه خود را دچار اختلال مي كنيم اين شانس را پيدا خواهيم كرد كه بجاي توجيه كردن اختلال خود و يا ادامه دادن زندگي روان رنجورانه آن را تشخيص دهيم و برطرف كنيم. ناديده گرفتن روان رنجوري كار آساني ست اما مقابله با وجود دشوارتر بودن بسيار موثر تر است

 غلبه بر تاثيرات گذشته

نظام فرويدي و ساير روان درماني ها كه تاكيد زيادي بر گذشته دارند به اشتباه فرض را بر اين مي نهند كه اگر كودكان در سالهاي اوليه كودكي از سوي والدين خود طرد شوند،افرادي پرتوقع خواهند شد و احساسات آنها جريحه دار مي شود و از خود متنفر مي شوند اما جريحه دار شدن احساسات آنها امري انتخابي ست و به بي عدالتيهاي والدين شان بستگي ندارد بلكه احساسات آنها به اين دليل جريحه دار ميشود كه بالجبازي ها وبدون واقع بيني براين موضوع اصرار مي ورزند كه والدين آنها هرگز عادلانه رفتار نمي كنند  بنابراين جداي از اينكه گذشته شما چه بوده دليل آنكه چرا حالا هم همين حالات را داريد  حفظ افكار غير واقع بينانه وغير عاقلانه اوليه شماست  به طور كلي ريشه اختلالات هيجاني ما اعتقادات نامعقول ماست  وظيفه ما در اينجا اين است كه ابتدا باورهاي غير واقع بينانه اصلي خودرا مشخص كنيم و سپس بر اساس اطلاعاتي بهتر و افكاري صحيح به تغيير آنها  بپردازيم.

 آيا استفاده از استدلال و عقلانيت هميشه كار عاقلانه اي است؟

انسانها مخلوقاتي بسيار عاقل و موجوداتي هستند كه از مغز خود حداكثر بهره را مي برند در عين حال گرايش شديدي دارند تا اعمال بسيار مسخره و ابلهانه اي توام با پيشداوري انجام دهند  همانطور كه اصول آموزش رفتار عاقلانه و زندگي عاقلانه نشان مي دهد منظور ما يك نوع رويكرد بسيار عاقلانه است كه دليل تراشي يا عقلاني كردن جايي در آن ندارد  بهره گيري از عقل به منظور دوري از ناراحتيهاي هيجاني به سلامت شما كمك خواهد كرد و از شما موجودي عاقل مي سازد  ولي دليل تراشي و عقلاني كردن موجب مي شود تا رفتارهاي روان رنجورانه خود را تا ابد ادامه دهيد.
 

 غم و ياس را از خود دور كنيد؟

هر كسي كه مي گويد با پيروي از فلان قاعده مي توان هميشه شاد بود،حرف احمقانه اي زده است  اما مي توان اين هنر را كه هرگز احساس غم و ياس نكنيم،ياد گرفت  البته پيش بيني اينكه چه چيزي ما را شديدا" ارضا مي كند فقط از طريق بررسي تجارب عملي مان و آزمودن آن امكانپذير است.

احساس بدبختي از دو بخش نسبتا"مجزا تشكيل شده است1)تمايل خواستن برخي اهداف و احساس نااميدي بر اثر تحقق نيافتن آنها2)پا فشاري براي دستيابي به اهداف و احساس تلخكامي بر اثر تحقق نيافتن اين خواسته ها

خطا كاري يكي از جنبه هاي ذاتي انسانيت است  اين حقيقت كه انسانها خيلي زود اسير رفتارهاي كودكانه مي شوند به اين معنا نيست كه بايد چنين رفتارهايي داشته باشند آنها مي توانند خود را افرادي پخته و متفكر جلوه دهند   در چنين حالتي بندرت به طور كامل شاد يا متاسف و نا اميد خواهند شد.

پس انسانها مي توانند با كار و تلاش زياد خود را طوري تربيت كنند كه هرگز دچار افسردگي يا احساس بدبختي طولاني نشوند  آيا چيزي بيش از اين مي توان خواست؟

 برخورد با نياز شديد به تائيد

برخي از باورهاي سخت،غير عاقلانه و غير منطقي ما باعث مي شود تا نتوانيم زندگي بدون اضطراب و خصومتي داشته باشيم ،يكي از اين باورها كه ما آن را باور غير عاقلانه شماره  مي ناميم اين است كه: (ما بايد تاييد و محبت ديگران را جلب كنيم  )

از آنجا كه انسان قادر است بي آنكه بميرد يا شديداً ناراحت شود ، در انزوا زندگي كند شاهد هستيم كه برخي از انسانها نيازي به پذيرش ديگران ندارند اما اكثر آنها با وجود آنكه وانمود مي كنند نيازي به تاييد ندارند، سخت نيازمند تاييد ديگران هستند. ما با وجود اينكه دوست داريم آرزوهايمان برآورده شوند ، عملاً نيازي به آنها نداريم . يك انسان حتي اگر يك نقص ذهني داشته باشد و هرگز هيچ كاري را به خوبي انجام ندهد فقط ارزش بيروني ندارد يعني ممكن است براي ديگران دوست يا كارمند خوبي نباشد اما مثل هر فرد كارآمدي از ارزش دروني زيادي برخوردار است.

 از بين بردن ترس افراطي از شكست

نياز شديد به عشق به اندازه كافي شما را غمگين خواهد كرد. اما طرز فكر ديگر يعني باور غير عاقلانه ديگر شماره ­ اين است كه :( هميشه بايد ثابت كنم كه آدم باكفايت ، شايسته و موفقي هستم) اگر چه موفقيت منافع زيادي براي انسان دارد اما بايد دانست كه پرستش متعصبانه الهه موفقيت هم ناراحتيهايي را به همراه خواهد داشت. اگر معتقد باشيد كه بايد در تمامي زمينه ها آدم با كفايت و لايقي باشيد چاره اي نداريد جز آنكه خودتان را يك انسان بدانيد و يا يك آدم حقير.

دلايل زيادي براي بالا رفتن از رفيع ترين كوهها وجود دارد. مثلاً لذت بردن از كوهنوردي، دست و پنجه نرم كردن با مشكلات كوهنوردي، يا ديدن خودمان بر فراز قله ها . اما براي كوهنوردي دلايل بدي هم مي توان آورد: مثل نگاه كردن به مردماني كه در زير پاي ما قرار دارند.

 چگونه از سرزنش خودمان دست بكشيم و زندگي جديدي را شروع كنيم.


باور غير منطقي شماره  : (اعتقاد به سرزنش و تنبيه گناهان باعث مي شود تا مردم احساس كنند بي ارزش اند.) مردم به خطاكاري فكر كنند. اما مردم هر قدر هم كه اعمال شيطاني داشته باشند ، شيطان صفت نيستند . وقتي متوجه شديد عصباني هستيد، اگر از اعمال و رفتار ديگران آزرده و ناراحت هستيد ، احساساتتان مناسب است و اشكالي ندارد يعني ترجيح مي دهيد آنها رفتارشان را تغيير دهند ووقتي چنين رفتاري نمي كنند احساس ناكامي و نااميدي مي كنيد. بدون تفكر هيچ عملي را نادرست يا غير اخلاقي ندانيد، بلكه سعي كنيد آن عمل را مورد بررسي قرار دهيد.
 

 چطور بر اثر ناكامي افسرده نشويم

طرز فكر غير عاقلانه شماره¯:( اگر چه وقتي به خواسته هاي خود نمي رسيد احساس تاسف ، نارضايتي يا ناخشنودي مي كنيداما لزومي ندارد كه اين مسئله را فاجعه آميز يا وحشتناك بدانيد .) روش منحرف كردن حواس يك مسكن موقتي به حساب مي آيد و راه حل قطعي نيست البته اين روش وقتي براي كاهش مشكلات روانشناختي به كار مي رود اثرات جانبي نامطلوبي هم دارد . گاهي به جاي حمله به افكار غير عاقلانه اصلي آنها را تشديد مي كنيم. به طور كلي نمي توان راه آسان و پخته اي براي واكنش به ناكامي توصيه كرد . دشوارترين راه پيروي از فلسفه هايي است كه مروج ترك دنيا هستند .درمانهاي تخليه اي هم بي ارزش نيستند و گاهي سودمند هستند اما دليل سودمندي آنها اين است كه در اين درمانها شاهد روشهاي قوي شناختي ، ابراز وجود، مبارزه با شرم و جنبه هاي فلسفي ديگري هستيم كه از چشم پيروانش دور مانده است.پس ابراز و بيان احساسات يكي از بخشهاي مهم درمان است اما اگر برداشتهاي پخته نيز چاشني كار شود ، آنگاه مي توانيم برخي از اين احساسات را تغيير دهيم.

 كنترل سرنوشت خود

مردم اكثراً وقت و انرژي زيادي صرف انجام كاري غير ممكن يعني تغيير دادن اعمال ديگران و كنترل آن مي كنند و به اشتباه تصور مي كنند كه قادر به انجام عملي قابل اجرا يعني تغيير دادن افكار يا اعمال خودشان نيستند . آنها سخت پايبند طرز فكر غير عاقلانه شماره  هستند و به ندرت با آن مبارزه مي كنند . اين طرز فكر به شرح زير است:

احساس بدبختي من ناشي از فشارهاي بيروني است و من كنترل كمي بر روي احساساتم دارم. مردم مي توانند حرفهايي را كه به خودشان مي زنند تغيير دهند و از اين طريق بهتر فكر كنند . به خودشان فكر كنند .

غلبه بر اضطراب

تفكر غير عاقلانه شماره 1 :(اينكه فرد به مسائل خطرناك بيش از اندازه فكر مي كندو نگران است.) اگر با وجود تلاش براي مبارزه با اين اضطراب و كسب موفقيت دوباره مضطرب شديد تعجب نكنيد. انسانها از هر آنچه قبلاً براي آنها ترسناك بوده است ، باز هم مي ترسند هر چند ديگر برايشان ترسناك نباشد. حتي وقتي با رفتن به جاهاي بلند بر ترس خود از بلندي غلبه مي كنيد باز هم ممكن است گاهي از بلندي و سقوط از آن بترسيد. در اين مواقع ترس خود را بپذيريد و بار ديگر با آن مبارزه كنيد غالباً با اين كار ترس شما زود برطرف خواهد شد. در اين رابطه يادتان باشد كه فناپذيريد و ذاتاً محدوديتهايي داريد . همچنين يادتان باشد كه نمي توانيد به طور كامل بر ترسها و اضطراب ها غلبه كنيد و زندگي يعني جنگ دائمي با نگراني هاي نامعقولنه .اگر در اين جنگ هوشمندانه و بدون غفلت عمل كنيد، تقريباً از نگراني هاي غير ضروري خود خلاص خواهيد شد.

 خويشتندار شدن

باورغير عاقلانه شماره 2 : (آسانترين راه آن است كه از روبرو شدن با مشكلات زندگي اجتناب كنيم و از زير بار مسئوليتها شانه خالي كنيم و سعي نكنيم دنبال خويشتنداري باشيم كه البته پاداش دهنده تر است .)

اگر قرار است كه فرار از مشكلات و مسئوليتها باعث شود به پاداش كمتري برسيم و اعتماد به نفس ما را كاهش دهد پس عاقلانه تر اين است كه راههاي دشوارتر را انتخاب كنيم.

اين به آن معنا نيست كه كارها و مسئوليتهاي غير ضروري را به گردن بگيريم بلكه ما مي توانيم فعاليتهاي واقعاً لذت بخش را در نظر بگيريم و بدون هر گونه خصومتي با كمال ميل آنها را انجام دهيم .

همينكه خويشتنداري را آغاز كرديم خواهيم ديد كه كارها برايمان آسانتر خواهند شد.

 بازنويسي تاريخچه شخصيتي

تصور غير عاقلانه شماره 3 : (گذشته ما بسيار مهم است و هر چه كه در گذشته بر ما تاثير زيادي گذاشته حالا نيز حتماً بر احساسات و رفتار كنوني ما تاثير مي گذارد.)

براي مبارزه با تاثيرات گذشته مي توان از روشهاي زير استفاده كرد:

ما نمي توانيم يك دفعه آدم ديگري شويم اما مي توانيم از همين امروز تغيير دادن خود را شروع كنيم . گذشته يك نقص بوده و نه يك مانع كامل.

به خطاهاي گذشته خود اعتراف كنيم و خودمان را به خاطر آنها سرزنش نكنيم.

وقتي خود را اسير گذشته هايي مي بينيد كه مزاحم اهداف فعلي شما هستند ، مي توانيد با زبان و عمل خود با آنها مبارزه كنيم . به طور كلي بهتر است براي آنكه تغييرات را پايدار كنيم ، عمل را هم چاشني آنها سازيم.خودمان را به خاطر مبارزه با گذشته ها تقويت كنيم و هر بار كه تحت تاثير گذشته هاي خود قرار گرفتيم خود را به شكل خفيفي مجازات كنيم.

تدريجاً تمرين كنيم تا هنگام تجسم وضعيتهاي خطرناك بجاي مضطرب شدن نگران شويم.

يادمان باشد گذشته گذشته است . كليدهايي كه مي توانند قفل صندوقچه شكستهاي گذشته را بگشايند و آنها را زمينه اي براي موفقيتهاي حال و آينده كنند عبارتند از :

زمان و كار، تمرين و تمرين، تفكر، تصور و عمل

 پذيرش واقعيت

بله واقعيت تلخ است اما با اين حال نبايد نااميد شويم. طرز فكر غير عاقلانه شماره ´ :

(مردم و اشيا بايد اصلاح شوند و اگر نتوان براي حقايق تلخ زندگي راه حلهاي خوبي پيدا كرد، خيلي خبلي بد و وحشتناك خواهد شد.)

براي مبارزه با كمال گرايي و ياد گرفتن پذيرش واقعيت بايد از چند قاعده كلي پيروي كرد. اگر مي خواهيم به ديگران كمك كنيم تا عوض شوند بايد آدمي پذيرا ، مهربان و غير انتقادي باشيم و سعي كنيم مسائل را از دريچه چشم آنها ببينيم حتي وقتي ديگران با ما رفتار زشتي دارند آنها را سرزنش نكنيم و در صدد تلافي كردن رفتارشان نباشيم . مدام با كمال گرايي بجنگيم . از آنجا كه هيچ راه حل كاملي براي مسائل و مشكلات وجود نداردبهتر است بدنبال مصالحه و راه حلهاي معقول باشيم. وقتي راههاي غير كمال گرايانه را انتخاب مي كنيم هنوز هم فرصت داريم تا راههاي ديگري را هم برگزينيم . چون بهترين راه حل امروز فردا ممكن است راه حل خوبي نباشد.

 ايجاد علاقه و غلبه بر تنبلي

طرز فكر غير عاقلانه شماره 4 :( با تنبلي يا عدم تحرك يا با خوشگذراني هاي منفعلانه و غير متعهدانه مي توان به شادي كامل دست يافت.)

عمل كردن به صورت خلاقانه و مشتاقانه به چند دليل مي تواند نقطه اتكاي مهمي در زندگي انسانهاي شاد به حساب آيد.كارهايي كه براي يك زندگي كاملتر مي شود انجام داد عبارتند از:

خود را غرق ديگران و اشيا خارج از خودمان كنيم. بدنبال اشخاص يا اشيائي بگرديم كه بتوانيم صادقانه مجذوب آنها شويم نه اينكه براي ارتقا عزت نفس خود مجذوب آنها شويم.وقتي خودمان را وقف تلاش و فعاليت خاصي مي كنيم سعي كنيم طرحي چالش انگيز و وسيع داشته باشيم. توقع نداشته باشيم زود مجذوب كاري شويم. در علايق خود تنوع ايجاد كنيم .

 زندگي عاقلانه در دنياي غير عاقلانه

به سختي مي توان دنيايي غير عاقلانه تر از جامعه كنوني ما پيدا كرد .

برخي از عقايد غير عاقلانه اي كه مي شود با آنها به شدت مبارزه كرد:

1- ديگران بايد كارهاي مرا دوست بدارند و مرا بپذيرند

2- هميشه بايد عملكرد خوب و موفقيت آميزي داشته باشم.

3- بعضي از انسانها بد، پست و شريرند و به خاطر گناهانشان لايق سرزنش و تنبيه اند.

4- اگر كارها درست پيش نروند ، وحشتناك ، هولناك و خيلي بد خواهد شد.

5- منشا بدبختيهاي انسان در بيرون از اوست و ما كنترلي بر افسردگيها و تاثراتمان نداريم.

6- بايد به مسائل خطرناك و ترسناك خيلي فكر كرد و نگران آنها بود

7- فرار از مشكلات و مسئوليتهاي زندگي

8-گذشته بسيار مهم است و چون حادثه اي در گذشته تاثير زيادي روي زندگي ما گذاشته است.

9-مردم بايد روش خود را تغيير دهند و وقتي نمي توانيم راه حلي براي واقعيتهاي دردناك پيدا كنيم زندگي خيلي بد و وحشتناكي خواهيم داشت.

10-با تنبلي و عدم تحرك يا خوشگذرانيهاي منفعلانه و غير متعهدانه مي توان به شادي كامل رسيد.

****

منبع :سايت فكر نو برگرفته از سايت http://www.raminkarimi.com