وب سايت شخصي ولي اله ديني : مروري بر انتخابات هشتم و باز خواني يك خاطره
پنجشنبه، 26 فروردین 1389 - 23:06 کد خبر:63
در آستانه سال سوم دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي هستيم .انگار همين ديروز بود كه تب انتخابات حسابي داغ شده بود براي اينجانب كه در دوره هفتم عمدتا به دليل عملكرد اجرايي ام مورد اقبال مردم اهر و هريس واقع شده بودم ، زمستان 86 با آن سرماي كم نظيرش روزهاي سختي شده بود...

در آستانه سال سوم دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي هستيم .انگار همين ديروز بود كه تب انتخابات حسابي داغ شده بود براي اينجانب كه در دوره هفتم عمدتا به دليل عملكرد اجرايي ام مورد اقبال مردم اهر و هريس واقع شده بودم ، زمستان 86 با آن سرماي كم نظيرش روزهاي سختي  شده بود،همه بضاعت من در مقابل محبت و اعتماد مردم تعهد،صداقت و احساس مسئوليتم بود ،اين همان نقطه اي بود كه برخي مي خواستند مرابه عنوان فردي دروغگو،فريبكار و كم كار ... نشان دهند و البته بروز برخي اتفاقات قهري ، ايجاد حاشيه هاي داغ تر از متن توسط بعضي ها تا حدودي موجب سر در گمي و انحراف افكار عمومي مي شد كه در ادامه بحث اشاره مي گردد.

اينجانب پيشتر نيز گفته ام كه درشرايط فعلي تصميمي براي ورود به انتخابات دوره بعدي مجلس را ندارم و ترجيح مي دهم به جاي پرداختن به مسائل انتخابات همچنان در مسئوليت هاي اجرايي خدمت كنم .خداوند بر دل ها آگاه است و پيدا و پنهان همه بر او آشكار، هدف از ارائه اين مطالب از طرف بنده نه قصد تخريب و تضعيف فرد و يا جرياني خاص و نه مظلوم نمايي و خودنمايي است،بلكه هدف اطلاع رساني وتحليل در يك فضاي  آرام و عاري از احساسات، نه براي اعتبار بخشيدن به خود ، بلكه نشان دادن ارزش ،اهميت،قداست و جايگاه مجلس ، نقش و مبنا و معيار تصميماتمان در انتخاب نماينده مجلس است ، كه مع الاسف دركارزارهاي انتخاباتي در برخي موارد مورد آسيب جدي قرار مي گيرد.

اگر ما دريك انتخابات از طرف مردم انتخاب و مورد قبول اكثريت واقع مي شويم همان طوري كه انتظار داريم بقيه رقبا و گروه ها به راي و نظر مردم احترام قائل شوند و پايبند قانون باشند درست در نقطه مقابل آن نيز اگر در انتخابات ديگري بنا به هر دليلي مورد پذيرش اكثريت قرار نگرفتيم آنجا نيز بايد به خواست و اراده مردم احترام بگذاريم و پايبندي خود را در عمل به قانون به اثبات رسانيم چون مردم همان مردمند ولي نظرشان را نسبت به ما  تغيير داده اند،موضوعي كه متاسفانه ازطرف برخي در انتخابات اخير ، كشور را با مشكل مواجه ساخت.  

پس از اينكه انتخابات در حوزه اهر و هريس به دور دوم كشيده شد و بنده از ادامه رقابت ها باز ماندم براي احترام به راي اكثريت در پيامي  ضمن تشكر از حضور مردم درصحنه انتخابات و دعوت از آنان به ويژه طرفداران انتخاباتي به وحدت و همگرايي، پاسخ به بعضي از موارد را به فرصت هاي آينده موكول نمودم درتاريخ دهم ارديبهشت 1387 در نطق قبل از دستور خود باز مراتب تشكر و قدرداني خود را اعلام نموده و در عين حال نكاتي را در خصوص شيوه انتخابات متذكر شدم .چون اگر حضور مردم در انتخابات دوره هفتم و انتخاب اينجانب شايسته تقدير بود ،حضور مردم در انتخابات دوره هشتم و انتخاب شخص ديگر نيز به همان ميزان شايسته تشكر و قدرداني بود.  

و اما در ادامه بحث مروري بر انتخابات هشتم ، به فضاي انتخابات آن زمان و تعدادي از  ايرادات و اشكالاتي كه برخي از رقبا از بنده مي گرفتند مي پردازم تا معلوم شود چقدر از مطالب،مي تواند مربوط به عملكرد يك نماينده مجلس و در راستاي وظايف نمايندگي آن باشد.

زمستان 86متفاوت از سال هاي قبل بود درست در آستانه انتخابات سرماي شديدي تقريبا درسرتاسر كشور حكمفرما بود و گاز مناطقي از كشور و از جمله شهر اهر قطع شده بود، بماند كه دراين ارتباط حرف فراوان است ! اما براي بنده كه از نقطه شروع تا اتمام طرح گازرساني، مديريت منطقه را به عهده داشتم روزهاي سختي بود اگر مردم در دوره هفتم به دليل صداقت و موفقيت در عملكرد اجرايي ام مرا انتخاب كرده بودند اينجا فرصت خوبي گير برخي افتاده بود ، نخست اين مطلب را به مردم تلقين مي كردند كه قطعي گاز اهر به ويژه حاشيه هاي شهر به دليل ناكارآمدي مديريت 4 سال پيش است و با ايجاد شك و ترديد در مردم چنينن وانمود مي نمودند كه انتخابشان از اول نادرست بوده ، سپس شروع به تخريب و زير سوال بردن عملكرد دوره مجلس مي نمودند و با انواع و اقسام ترفندهاي غير اخلاقي از جمله جعل و چاپ عكسي از بنده به نقل از خبر8:30 دقيقه و به تاريخ جمعه 19 بهمن86، اينجانب را كم حرف ترين  و كم كار ترين نماينده مجلس معرفي مي نمودند.

در صورتي كه در ارتباط با گاز مصرفي مشتركين در راستاي اهداف برنامه چهارم توسعه ، حاصل دو سال تلاش اينجانب در سال هاي 84 و 85 در مجلس منجر به تصويب پيشنهاد اينجانب درصحن علني مجلس درخصوص الگوي مصرف گاز درمناطق سردسير شد و تحت عنوان «در تعيين الگوي مصرف برق و گاز طبيعي ويژگيهاي آب و هوايي مناطق گرمسير و سردسير كشور بايد لحاظ شود» به  بند «ب» تبصره 6 قانون بودجه 86 الحاق گرديد كه تاثير آن نه براي يك منطقه و شهر بلكه براي كل مناطق سرد سير كشور بود.

پر واضح است كه قطعي گاز در آن مقطع يك مشكل سرتاسري به ويژه در استان هاي شمال و شمال غرب بود و شهر اهر از اين قاعده مستثني نبود لذا اين مسئله نمي توانست ارتباطي به عملكرد قبلي بنده داشته باشد اما موضوعي كه جاي تامل دارد ! اينست كه ملاحظه ميگردد، چگونه در مواقع بحران افراد فرصت طلب براي رسيدن به خواسته هاي خود به چه شيوه هاي غير منطقي دست مي زنند و اينجاست كه براي مردم در يك بازه زماني محدود و درست در زماني كه مشكلي بر مشكلات اجتماعي آنها اضافه گرديده و شعار هاي رنگارنگ در ارتباط با حل آنها از طرف كانديداها داده مي شود قدرت تصميم گيري و تشخيص مرز بين واقعيت ها و شايعات سخت تر مي گردد به عنوان مثال وقتي در طول يك هفته در يك اقدام هماهنگ در ده ها سخنراني كسي را به نقل از پربيننده ترين شبكه خبري سيما در روز جمعه اي كه اصلا خبر 20:30 پخش نمي شود به عنوان كم كارترين نماينده مجلس معرفي كنند!!؟ و فرصت دفاع از خود نداشته باشد چه انتظاري مي توان از مردم داشت؟ 

اما حواشي انتخابات هشتم تنها به اين دو موضوع ختم نمي شد برخي اتهاماتي را متوجه اينجانب مي كردند كه ساحت قلم از ذكر آنها دراين مقال نه در مورد من بلكه هر انسان ديگري شرمگين است. 

اگر كسي به دليل عدم توانايي و يا بنا به هر دليلي از مسئوليتي جابجا شده بود و يا تصدي مديريت سازمان يا اداره اي را در ذهن خود داشت و چون به آن مسئوليت نرسيده بود تصورش اين بود كه نماينده فرصت خدمتگزاري را از وي گرفته و آمده بود حقوق ملت را باز پس بگيرد.

عده اي همه مشكلات منطقه را در با هم بودن حوزه انتخابيه اهر و هريس عنوان مي نمودند و اينجانب را مانع تحقق آن معرفي مي كردنددر حاليكه طبق قانون تغييرحوزه هاي انتخابيه و افزايش تعداد نمايندگان مجلس با ارائه لايحه از طرف دولت در اين دوره در مجلس بررسي و در صورت تصويب در دوره نهم اجرا خواهد شد.

عده اي شهرك صنعتي در دست احداث اهر را موجبات آلايندگي منطقه و برخي احداث نيروگاه هريس در آن شهرستان را سرطان زا اعلام مي كردند و البته هر طرح و پروژاي كه در حال اجرا و پي گيري بود اما و اگرها و منفي بافي هاي مختص خود را داشت ، درست در نقطه مقابل اين مطالب ، از نبود صنعت و اشتغال انتقاد و اينجانب را مسئول تمام ناكامي ها معرفي مي كردند و البته براي چهار سال آينده ده ها طرح و پروژه عمراني و صنعتي رنگانگ را جزو برنامه هاي خود برمي شمردندكه هيات دولتي از انجام آنها عاجز مي نمود چه برسد به نماينده مجلس كه ابزار اجرايي در اختيار ندارد ، گرچه برخي مسئولين ذيربط نيز از ناسزا گويي بي نصيب نبودند اما من شده بودم عامل همه بدبختي هاي منطقه ، مرغ همسايه غاز بود اما اگر من حتي غازي را آورده بودم برخي حاضر نبودند نصف مرغي حسابش بكنند!!

همه دريافتي ام در دوره مجلس صرف بدهي ها ، هزينه هاي دفتر و كمك به ... شده بود ، گرچه ممكن است باور اين مطلب براي خيلي ها سخت باشد اما هرچه بود همين بود ، ماشيني كه به نام همسرم بود، فروختيم و... جمعا 15 ميليون تومان شد تا صرف هزينه هاي انتخابات بشود اما شايعات زياد بود ده ها كارخانه را از ساوه تا اروميه و حتي ارمنستان به نام من ثبت مي نمودند اگر در جايي يا منطقه اي  كارخانه اي احداث شده بود به رخ كشيده مي شد و چنين وانمود مي كردند كه نماينده ما در مجلس وقتش را به نماينده فلان منطقه فروخته و در عوض سهم ما را به آن منطقه داده اند من كه از تامين مالي چند خودرو براي امورات ستاد خود عاجز مانده بودم و نمي خواستم از كسي نيز قرض بگيرم بايد پاسخگوي سيل اتهاماتي از اين قبيل مي شدم.  

موارد فوق و نمونه هاي زيادي از اين قبيل از حاشيه هاي انتخابات هشتم در حوزه اهر و هريس بود كه ملاحظه مي شود ، منطق و معيارمعيني براي ارزيابي عملكرد يك نفر نمي تواند باشد ،البته ذكر اين مطالب و بيان گوشه هايي از اتفاقات آن زمان به هيچ وجه زير سوال بردن كليت انتخابات و حضور آگاهانه و پرشور مردم و انتخاب آنها نيست و نمي تواند باشد و به معني اين نيست كه اينجانب هيچگونه اشكال ،ضعف و نقصي نداشتم و عدم انتخاب بنده صرفا به دليل برخي از  اين حاشيه ها بوده و يا كسي با زور و تهديد جايگاه قبلي مرا غصب كرده است. 

بازغرض از بيان اين مطالب اين نيست كه بگوييم ايهالناس چون ما انتخاب نشده ايم پس حق كشي شده و انتخاب ديگران باطل است بلكه در روند برگزاري يك انتخابات رسمي و قانوني درميان برنامه ها و شعار هاي انتخاباتي ساير كانديداها برنامه هاي بنده مورد پذيرش اكثريت راي دهندگان واقع نگرديده است و در دو مرحله اكثريت آرا از آن شخص ديگري شده است كه در عين حال تفاوت هاي زيادي در مباني فكري ، گرايش ها و سلايق با هم داريم و در اينجا  فرصت را مغتنم شمرده و براي ايشان از خداوند منان آرزوي خدمتگزاري بيشتر مسئلت نموده و توفيق عمل به وعده هاي انتخاباتي اش را خواستارم. 

اما آيا اين پايان ماجرا است! و اگر نيست كه به اعتقاد بنده نيست چه بايد كرد،شكي نيست كه مجلس در نظام جمهوري اسلامي ايران از جايگاه والايي بر خور دار است اما آيا اگر انتظار توسعه و پيشرفت منطقه اي را بدون آنكه برنامه و استراتژي معيني بري يك افق چند ساله داشته باشيم صرفا به نماينده آن منطقه كه خود گم شده اي در اين حلقه مفقوده باشد ، معطوف نماييم آيا تكليف از مردم و بقيه دستگاه هاي مسئول ساقط مي گردد! 

اگر انتظار داريم شهر و منطقه اي آباد و پيشرفته داشته باشيم بايد همه افراد جامعه از هر قشر و گروهي در اين راستا قدم بردارند و اگر قانون برنامه توسعه و سند چشم‌انداز جمهوري اسلامي ايران مورد وفاق ما هست كه هست بايد بستر ، انگيزه و وفاق همگاني را درسطح منطقه اي به عنوان جزئي از كل در راستاي تحقق اين اهداف ايجاد نماييم.

مادامي كه توسعه برنامه محوري را در ابعاد اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي در سر لوحه كار خود قرار ندهيم و جايگاه خود را در مسير توسعه ملي تعريف و بازشناسي نكنيم معيارهاي واقعي رشد و تعالي منطقه براي ما قابل درك نخواهد بود و اغلب تصميماتمان تابعي از احساسات خواهد بود.

هر چه قدر ميزان اطلاعات و آگاهي ما نسبت به امكانات ،توانمندي هاي منطقه عميق تر و از شرح وظايف و ميزان تاثير گذاري هريك ازنهاد ها و سازمان هاي مسئول مانند مجلس در سرنوشتمان بيشتر باشد به يقين تصميماتمان در مقاطع حساس براي واگذاري اموري مانند وكالت مردم در مجلس شوراي اسلامي به افراد ، صرفنظر از ساير فاكتور هاي تصميم گيري بر مبناي برنامه محوري آنها پيش مي رود .

از اينرو زماني موفق به ارزيابي واقعي منتخبين خود خواهيم شد كه عملكرد آنها را در راستاي وظايف اصلي شان و به دور از التهابات اجتماعي و فضاهاي احساسي بسنجيم ،واقعيت ها را ببينيم، از تهمت ،افترا ،سطحي نگري و خيال پردازي بپرهيزيم ،همانطوريكه بنده نابغه دهر نبودم به يقين نماينده فعلي نيز نيست ، سئوال ، باز خواست ،ارزيابي و نظارت و نمره دادن حق طبيعي مردم است،  از اين حق خود به درستي استفاده كنيم.