وب سايت شخصي ولي اله ديني : تملق و چاپلوسي ،راهي كوتاه و بي هزينه براي كسب منزلت دروغين در اجتماع !
جمعه، 29 مرداد 1389 - 22:50 کد خبر:91
چاپلوسي از ديگران، كاري ناشايست و سبب تشويق ديگران به ادامه كارهاي ناروايشان و نيز برانگيزنده غرور زيان آفرين انسان هاست. تملق، راهي كوتاه و بي هزينه براي كسب منزلت دروغين در اجتماع است. ريشه اصلي و چاپلوسي و ستايش نابجا، حقير بودن شخصيت فرد است. بدين ترتيب، كسي كه احساس كمبود در خود نمي كند، هرگز لب به چاپلوسي تأييد نادرست ديگران نمي گشايد.چاپلوسي، عزت نفس فرد چاپلوس را از او مي گيرد و شخص ستايش شونده را نيز به غرور و تكبر واهي گرفتار مي سازد، نيز بر ادامه جرم و گناه دامن مي زند.بي اعتنايي به رفتار چاپلوسان، از عوامل مهم ريشه كني تملق در جامعه است. شيوع فرهنگ چاپلوسي، تصدي افراد غير كارآمد و نالايق بر منصب هاي اجرايي را در پي دارد




هر انساني با تعريف و تمجيد موافق است او آهسته آهسته احساس غرور كاذب نموده و خود را منجي جامعه مي داند. رفته رفته و با تكرار اين گونه رفتارها از سوي افراد متعدد، آن فرد به تملق شنوي عادت مي كند و از آن پس اگر كسي بسيار محترم و به طور منطقي خواسته خود را بيان كند به او اعتنائي نخواهد كرد! در نزد مسئولين هم تملق گوئي زياد است. برخي براي دستيابي به اهداف بلند پروازانه كه قطعا همچنين افرادي از عزت نفس برخوردار نمي باشند ـ به طور غير باورانه اي دست به ريا و تظاهر مي زنند. آن قدر تملق مي گويند تا شايد وي را ارتقا سازماني دهند و يا به مقامي بالاتر برسد. اين جاست كه شايسته سالاري جاي خود را به مدح و ثنا گوئي مي سپارد. درارتباط بين مسئولين و مراجعين هم طرح ديگري از ريا و تظاهر در حال نمايش است. مسلم است اگر ارباب رجوع، توصيفات مسئول را بيش از آن چه مستحق است بيان كند ممكن است آن مسئول از حالت طبيعي خود خارج و كاري خارج از حدود و ضوابط و موازات انجام دهد. اقتصاد ضعيف و در مقابل آن رشد فزاينده رفاه طلبي، تقابل غني و فقير و فاصله اين دو طبقه از هم؛ براي زورگيران خشونت؛ مجرمان سرقت، و براي افراد معمولي تظاهر و مدح و ثنا به ارمغان مي آورد.

جونز چاپلوسي را يك سري رفتارهاي استراتژيك مي داند كه به صورت نامشروع براي نفوذ بر يك فرد خاص، با توجه به ويژگي ها و جذابيتهاي شخصي، طراحي شده اند. وارتمن و لينزنمير چاپلوسي را نوع رفتار استراتژيك تعريف مي كنند كه توسط فرد براي افزايش جذابيتهاي خويش در نزد ديگران انتخاب مي شوند. رندي گوردن چاپلوسي را يك نوع استراتژي رفتاري مي داند كه فرد از آن براي كسب وجهه مناسب و در نتيجه پيشرفت و ارتقاي شغلي بهره مي گيرد و اگر با زيركي انتخاب گردد كاركنان را به جلو سوق مي دهد. اين تعريف، چاپلوسي را نوعي رفتار منفي و نامشروع نمي داند و به افراد پيشنهاد مي كند كه از چاپلوسي به عنوان وسيله اي براي افزايش محبوبيت و جلب توجه استفاده كنند.

از نظر تدسكي و ملبورگ چاپلوسي يك دسته از رفتارهاي خود آگاهانه است كه افراد آن را با هدف كسب رضايت اشخاص مجهز به كنترل پاداشها و منابع مورد نياز به كار مي گيرند. اين تعريف متعادلي است و ماهيت رفتار چاپلوسي را به عنوان يك رفتار پويا و آگاهانه كه براي افزايش احتمال دريافت پاداشهاي مورد نظر استفاده مي شود، به خوبي روشن مي كند و به راحتي آن را به محيط سازماني مربوط مي سازد. همچنين چاپلوسي را نبايد جزو رفتارهاي دغلكارانه و فريبكارانه محسوب كرد.

دكتر كاظمي پور جامعه شناس معتقد است چاپلوسي و تملق در بين افرادي ديده مي شود كه تخصص و اطلاعات كافي ندارند و با اين روش سعي مي كنند خود را حفظ يا ارتقا بخشند (ولي آنچه به رواج اين عادت رفتاري دامن مي زند شرايط جامعه خصوصاً سيستم اداري ما است و ما شاهديم كه افراد متملق از جايگاه و موقعيت ويژه اي برخوردارند و البته مديران و رؤسا نيز از اين رفتار (احساس رضايت مي نمايند) اين رفتار ها در جوامع جهان سوم بيشتر به چشم مي خورد و دليل آن هم حاكميت رابطه به جاي ضابطه و قانون است. بنابراين چاپلوسي راه حلي براي برقراري ارتباط با افراد قدرتمند و بانفوذ قرار مي گيرد.)

دكتر اميد ناصري روان شناس مي گويد: «تملق و چاپلوسي در جامعه اي رشد مي كند كه جايي براي اظهار نظر آزاد و انتقاد وجود نداشته باشد. هم جامعه و هم خانواده در بروز اين رفتار مؤثرند».

مليحه امنعي كارشناس ارشد روانشناسي با اشاره به نقش خانواده و نظام آموزشي مي گويد: «تملق و چاپلوسي نوعي رفتار است كه آموخته مي شود و خانواده و مدرسه و رسانه هاي گروهي به عنوان كانون هاي مهم آموزشي و تأثير گذار به صورت مستقيم و غيرمستقيم در اين زمينه مؤثرند».

همچنين در خانواده نيز عواملي مانند مردسالاري ايجاد محدوديت اجبار و تحميل، نظرخواهي نكردن از كودكان در مورد مسائل مربوط خودشان و در نتيجه مشاركت نداشتن آنها در انجام امور از جمله عوامل ايجاد كننده روحيه تملق است.

همچنين در مطالعه چنگ رابطه بين جو سازماني و ميزان رفتار چاپلوسي بدين صورت بيان گرديده كه كارمنداني كه معتقدند جو سازماني آنها منفي است، تمايل بيشتري به استفاده از رفتار چاپلوسي نسبت به كارمنداني كه احساس جو و فرهنگ سازاني مثبتي مي كنند، دارند.

مطالعات ليندن و ميچل: علاوه بر اين ليندن و ميچل نشان داده اند در سازمانهايي كه داراي سياستهاي پرسنلي كمي هستند و يا در سازمانهايي كه اين سياستها در آنها وجود دارد اما به نحو مطلوبي كنترل و نظارت نمي شوند، رفتار چاپلوسي بيشتري دارد.

حجت الاسلام جعفر پژوم سعيدي- پژوهشگر متون ادبيات، معنا و بازخورد واژه هاي تملق و چاپلوسي را چنين مي خواند: «تملق كلام غيرواقع جلوه دادن حقيقت و چاپلوسي نوع تزوير و خدعه براي فريب مخاطب است. 

بيان مسئله و موضوع

تعاريف

- در فرهنگ لغت دهخدا، چاپلوسي يعني تملق. چرب زباني. خوشامدگويي.

- ستايش و ستودن كسي كه در انجام وظايف خود سهل انگار است، چاپلوسي نام دارد. اين كار نوعي آفت زباني و اجتماعي است.

- چرب زباني نيروي زيرمجموعه اش، يك غرور مافوق انساني در كالبد مدير توزيع مي كند.

- چاپلوسي يك نوع باج دادن به طرف مقابل است.

- احساس كمبودي است كه فرد براي جبران آن لب به تأييد ديگران مي گشايد.

- هنر افرادي است كه با به كارگيري روش هاي عادي و بهنجار جامعه يا محيط كار خود قادر به كسب موفقيت دلخواهشان نيستند و با توسل جستن به راه هاي گوناگون چاپلوسي، زبان بازي، خبرچيني، جاسوسي، دورويي، نوكر صفتي و خيانت مي كوشند خلأ ناشي از ضعف هاي شخصيتي و تخصصي مورد نياز خويش در جامعه يا محيط كار خود را جبران كنند. گاهي تملق گويي، نتيجه عادت هاي رفتاري برگرفته از تربيت خانواده باشد و در موارد نيز ممكن است افرادي به دليل نداشتن مهارت در برقراري روابط درست اجتماعي، به اين حالت حركتند. در هر صورت چاپلوسي، ناشي از حقارت شخصيت فرد يا به گمان خود آنان، ره آورد زرنگي و هوش و تدبير ايشان است.

- چاپلوسي، حالتي است برخاسته از ضعف نفس و نوعي اسارت روحي انسان كه در برابر ديگر آدميان براي جلب منافع و كسب امتيازهاي مادي صورت مي گيرد.

-  تملق، راهي كوتاه و بي هزينه براي كسب منزلت دروغين در اجتماع است.

- ستايش و ستودن كسي كه در انجام وظايف خود سهل انگار است چاپلوسي نام دارد.اين كار نوعي آفت زياني و اجتماعي است.

- واژه تملق در فرهنگ معين به معني «چرب زباني كردن، چاپلوسي و اظهار فروتني و محبت كردن» است در جامعه اي كه راه هاي دستيابي به امكانات و منزلت اجتماعي بسته باشد و تمركز در دست گروهي خاص، توزيعش معقول نبوده  هركس در جاي واقعي خود قرار نداشته باشد يعني تصاحب منزلت ها و مناصب اجتماعي تناسبي با شايستگي افراد نداشته باشد يكي از وسايلي كه ابداع مي شود تملق است زيرا راهي كوتاه و بي هزينه است.

- تملق دروغي است زشت كه جامه زيبا بر آن مي پوشانند و در نظر مديران مي آرايندو به عنوان كالا آن را مي فروشند تا موقعي مناسبتر بدست آورند. تملق نوعي دروغ است و چاپلوسي نوعي ريا.

انواع چاپلوسي:

بدون توجه به قصد و نيت فرد خود شيرين از اين رفتار، چهارنوع تاكتيك چاپلوسي عمده عبارتند از:

الف- تعريف و تمجيد: در اين تاكتيك فرد خودشيرين به بيان نظرات و قضاوتهاي مطلوب درباره فرد هدف مي پردازد، چرا كه اين حالت رواني در افراد وجود دارد كه چنانچه متوجه شوند مطلوب و مورد توجه ديگران هستند، خود به خود تمايل و علاقه ويژه اي نسبت به آنها پيدا مي كنند. رفتارهايي مانند تحسين و چاپلوسي از اشكال ديگر اين تاكتيك هستند.

ب- لطف و مرحمت: دومين شيوه لطف و مرحمت است. در اين شيوه كه معمولاً به صورت تركيب با تعريف و تمجيد به تكار مي رود، فرد خودشيرين، با لطف و مرحمت در موارد مختلف نسبت به فرد هدف و برآوردن نيازهاي وي علاوه بر آنكه خود را فردي انسان دوست نشان مي دهد، وي را نسبت به خود مديون مي سازد.

ج- همسويي عقايد: در همسويي عقايد فرد خودشيرين، خود را همسو و هم جهت با نظرات، عقايد و ارزشهاي فرد هدف نشان مي دهد. همسويي براساس اين فرض شكل مي گيرد كه انسانها افرادي را دوست دارندكه داراي ارزشها و عقايدي نظير خودشان هستند. براي مثال، زير دستاني كه مي داند مافوقشان از همتاي خويش راضي نيست و از وي در برابر مافوق خود انتقاد مي كنند، از اين شيوه غيرمستقيم چاپلوسي و رفتار چاپلوسي استفاده مي كنند.

د- خودنمايي: ‌چهارمين شكل از رفتار چاپلوسي خودنمايي است. يعني رفتار به شيوه اي كه از نظر فرد هدف مطلوب و مناسب است و يا رفتار به شيوه اي كه فرد را داراي ويژگي خاصي نشان دهد و وي را براي فرد هدف جذاب كند. 

آسيب هاي ناشي از چاپلوسي

1-    مانع پيشرفت خلاقيت مي شود

2-    باعث ايجاد باورهاي كاذب مديران مي شود

3-    باعث پرورش افراد نان به نرخ روز خور مي شود

4-    تحول و پيشرفت و بديع سازي را به چالش مي كشاند

5-    چاپلوسي، عزت نفس فرد چاپلوس را از او مي گيرد

6-     سبب تشويق ديگران به ادامه كارهاي ناروايشان و نيز برانگيزنده غرور زيان آفرين انسان هاست.

7-    تكبر را سبب مي شود و شخص را از عزت دور مي سازد.

8-    بي انگيزگي

9-    از بين رفتن خلاقيت

10- عدم استاندارد 

11- آلودگي هاي فكري 

12- عدم بهره وري

اين حركت، براي ستايش شوندگان دروغين فخرفروشي و خودبيني بار مي آورد و براي ستمگران و خيانتكاران نيز، نوعي تأييد و تشويق عملي به شمار مي آيد. گروهي از افراد، از چاپلوسي ديگران مغرور مي شوند و خود نيز به باوري بي اساس از خويش مي رسند. اينان در وظايف و مسئوليت هاي خود، سستي و خيانت روا مي دارند و در عين حال؛ خود را وظيفه شناس، امانت دار و فداكار در راه مردم مي پندارند و از آنان انتظار تأييد و سپاسگذاري دارند.           

 اهميت و ضرورت پژوهش

چاپلوسي در سازمان، سبب آلودگي فرهنگي و اخلاقي محيط كاري مي شود و به مرور، افراد غير كارآمد سرپرستي امور را به دست مي گيرند كه كاهش ارتباط افراد سالم و كاردان و نيز پايين آمدن بهره وري در نتيجه فرو پاشي سازمان را منجر خواهد شد.

چاپلوسي و يا آفات اخلاقي در هر مجموعه اي نشانگر ناسالم بودن روابط و مناسبات و هنجارهاي حاكم بر آن جامعه است. چنين فضايي در جامعه زماني شكل مي گيرد كه منزلت ها و نقش ها آن گونه كه شايسته افراد است توزيع نشود و در واقع شايسته سالاري به معني واقعي آن وجود ندارد. اگر هر شخص در جايگاه در خور نشان خود قرار گيردو مطابق با منزل واقعي اش از نقش اجتماعي مناسب برخوردار شود، مناسبات در روابط اجتماعي نيز از سلامت كافي برخوردار خواهد شد.

انگيزه هاي چاپلوسي

با كندوكاو درباره تملق و علل بروز آن در جوامع، در مي يابيم كه در آن جوامع، فرديت رشد نكرده و افراد هويت خود را هضم شدن در جمع يا اشخاص بزرگ مي جويند. در جامعه اي كه راه هاي دست يابي به امكانات و منزلت اجتماعي بسته باشد و تمركز قدرت در دست گروهي خاص، و تصاحب جايگاه ها و منصب هاي اجماعي تناسبي با شايستگي افراد نداشته باشد، يكي از ابزارهايي كه براي رهايي از اين تبعيض پديد مي آيد، تملق است؛ راهي كوتاه و بدون هزينه براي رسيدن به خواسته هاي كه نه شايستگي مي خواهد و نه زحمت و كوشش. 

علل پيدايش چاپلوسي 

1-       عدم احساس مسئوليت

2-       فقدان باورهاي اخلاقي

3-       نبود وجدان كاري

4-     پايبند نبودن به تعهدات خود در قبال سازمان

5-        حاكميت ارزشهاي مادي در برابر ارزشهاي معنوي

6-        تجمل پرستي مدير

7-        خلأ منزلت و نبود شايسته سالاري در ساختار اداري

8-       شدت زياد تضاد طبقاتي

9-       سيستم اداري و بوروكراسي

10-       ضعف مديريت سازمان در حاكميت رقابت سالم

11-       ضعف مديريتي و سبك مديريتي

12-        عوامل فردي- شخصيتي

13-         متغيرهاي وضعيتي

14-       تمركز قدرت   

راههاي جلوگيري از چاپلوسي

روش بزرگان دين در برخورد چاپلوسان

پيشوايان اسلام نه تنها از چاپلوسي و ستايش نابجا بيزار بودند، بلكه مدح آميخته به تملق را نيز عيب اخلاقي مي شمردند. آنان در برابر رفتار و گفتار ذلت باري كه با غرور و شرف انساني مغاير بود، سكوت نمي كردند و اگر كسي مرتكب چنين عمل خلافي مي شد، از او انتقاد مي كردند مؤلف كنزالعمال، روايتي بدين مضمون آورده كه:

جماعتي از قبيله «بني عامر» به محضر پيامبر وارد شدند و شروع به مداحي و ستايش آن حضرت كردند. پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم به آنان فرمود: «سخن خود را بگوييد، ولي مواظب باشيد كه شيطان شما را به زياده روي در كلام وادار نسازد». حضرت با اين سخن حكيمانه، گوشزد مي كند كه هرگاه زبان را به حال خود واگذاريد، بيم آن مي رود كه از حد خود تجاوز كند و زياده بر آنچه شايسته است، بگويد. در عين حال، به پيروان خود هشدار مي دهد كه حتي درباره شخصيتي چون پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم نيز از ستايش و چاپلوسي بپرهيزند.

 خاموشي

يكي از بهترين و مناسب ترين روش هاي برطرف سازي رفتارهاي تملق آميز، اعتنا نكردن و پاسخ مثبت ندادن به رفتار چاپلوسان است كه در حيطه روان شناسي، «خاموشي» ناميده مي شود. بدين ترتيب، اين گونه افراد، روش به ظاهر كارآمد خود را غير مؤثر و تحقيرآميز مي يابند و به اجبار، با تجديدنظر در شخصيت خود، سعي خواهند كرد رفتارهاي مناسبي را جايگزين رفتار پيشين خود نمايند.

همانگونه كه پيامبراكرم صلي الله عليه و آله وسلم در نكوهش چاپلوسي و مدح بي جا مي فرمايد: «اَحْثُّوا التُّرابَ عَلي وُجُوهِ الْمَدّاحينَ؛ به صورت چاپلوسان و مدحان خاك بپاشيد».

تقويت مثبت

در مقابل، توجه و نيز پاسخ دهي مثبت به رفتارهاي مناسب و اصلاح شده اين گونه افراد، روش مكمل براي تكنيك خاموشي است و اين تكنيك، در اصطلاح روان شناسان «تقويت مثبت» نام دارد.

پيامدهاي اجتماعي چاپلوسي

چاپلوسي و تملق، غرور مي آورد و مغرور به پند ناصحان گوش نمي دهد و اگر اين حالت او با قدرت همراه شود، هركس را به سختي و بدبختي مي افكنند. بر اين اساس، پيامبر گرامي اسلام صلي الله علي و آله وسلم فرمود: «اذا مدحت اخاك في وجهه امررت علي حلقه موسي؛ هرگاه برادرت را پيش رويش بستايي، چنان است كه تيغ بر گلوش نهاده اي».

فرد چاپلوس، افزون بر اينكه مرتكب دروغ، نفاق و ميدان دادن به ستمگران مي شود، به نسبت موقعيت ستمگران و آثار ناگواري از تملق و چاپلوسي او پديد آمده، خود يكي از عوامل فساد و شريك جرم زيان ها و خسارت هاي وارد شده از اين ناحيه به شمار مي رود. هركس به مقدار دخالت، همكاري، تأييد و تشويق خود از ديگران، در پيدايش فساد و ارتكاب جرم ها و ظلم، سهيم و شريك است.

چاپلوسي، عزت نفس فرد چاپلوس را از او مي گيرد و شخص ستايش شونده را نيز به غرور و تكبر و واهي گرفتار مي سازد، نيز بر ادامه جرم و گناه دامن مي زند. 

راه هاي كاهش تملق و چاپلوسي

1-    بايد به تدبيري براي حفظ و پاسداشت حريم حقوق و اخلاق فردي همت گمارد تا آن كه اخلاق انسان دستخوش مطامع قدرتمند واقع نشود.

2-    تنها مي بايد شايستگي كامل- هرچه بيشتر- كامل، مبناي نيل به امكانات قرار گيرد. در اين زمينه، كم كاري و كم لطفي متوليان امور جامعه را هم نبايد دست كم گرفت.

3-    اصلاح ساختاري اداري و همچنين عملي و نه در حد شعار، باور به شايسته سالاري مي تواند به از بين بردن عادات ناپسند ديرين چاپلوسي، كمك زيادي كند.

4-    علت وجود تملق گويي در اين است كه مديريت نتوانسته است رقابت سالم در امور سازماني خود به وجود آورد و يا نتوانسته است خلاقيت ها را كشف كند كه در حقيقت، نشانگر ضعف مديريت است. اين مسئله سبب مي شود كه كاركنان چاپلوسي، دروغگو و چرب زبان شوند.

5-    مدير بايد هنر حرفه اي بودن در كار موظف خود را ياد بگيرد. مسئوليت پذير باشد. در آن صورت، زيرمجموعه او هم مسئوليت پذير خواهد شد.

6-     مدير مي بايد تجارب كاركنان سازمان تحت مديريت خود را مورد توجه خود قرار بدهد و حالت مشورتي و تأملي داشته باشد نه آن كه فرضاً يك مديريت خشك، بدون انعطاف و خودرأي باشد چرا كه در چنين فضايي، جو چاپلوسي به وجود مي آيد.

7-    يك مدير پيش از هر اقدامي بايد زمينه سازي محيط كار را مورد توجه قرار دهد و برآموزش و بهسازي منابع انساني تأكيد داشته باشد تا جريان بهره وري و كارايي سازمان را بالا رود. وقتي كه يك مدير داراي منابع انساني كارآمد باشد، ديگر جايي براي حرف و حديث، چاپلوسي و چرب زباني باقي نمي ماند.

8-    اصل تكنولوژي در اختيار مدير و نه مدير در اختيار تكنولوژي، معطوف به ابهام زدايي در سيستم مديريتي است.

9-    بي اعتنايي به رفتار چاپلوسان، از عوامل مهم ريشه كني تملق در جامعه است.

10-      شيوع فرهنگ چاپلوسي، تصدي افراد غير كارآمد و نالايق بر منصب هاي اجراي را در پي دارد

11-      وجود مديران مستحكم

12-      پرورش فرهنگ شايسته سالاري

13-      گسترش آزادي نقد و انتقاد

14-      اصلاح ساختارها و عملكردها

15-      رشد افراد غيرمتملق

16-ايجاد فضاي مناسب و سالم 

عوامل مؤثر بر جلوگيري و محو چاپلوسي:

1) شيوه هاي تربيتي حاكم بر خانواده نقش بسيار مؤثري در بروز اين ناهنجاري ها دارد.

2) اصلاح روابط مناسب اجتماعي افراد از طريق آموزش و پرورش و متحول كردن ارزشهاي اجتماعي

3) تأمين نيازهاي مادي به منظور آلوده نشدن به اعمال غير قانوني ضروري به نظر مي رسد.

4) رفع كمبود هاي رواني و مديريتي كه موجب آگاهي افراد مي شود.

5) داشتن روحيه انتقاد پذيري مسئولان كه باعث تكامل و خلاقيت كاركنان مي شود تا آنان را براساس لياقت و شايستگي شان مورد محك و ارزيابي قرار دهند.

امامي- پژوهشگر علوم ارتباطات، درباره دلايل ديگر بروز چاپلوسي به ضعف مديران سازمان در حاكميت رقابت سالم اشاره مي كند و مي گويد: «علت وجود تملق گويي در اين بوده كه مديريت نتوانسته است رقابت سالم در امور سازماني خود به وجود آورد و يا نتوانسته است خلاقيت ها را كشف كند كه در حقيقت، نشانگر ضعف مديريت است. اين مسئله سبب مي شود كه كاركناني چاپلوسي، دروغگو و چرب زبان شوند...             

دلايل رفتار چاپلوسي:

چاپلوسي مي تواند دو دسته دليل داشته باشد:

1- دلايل تدافعي: رفتار چاپلوسي تدافعي به منظور حفاظت شخصي از نتايج عملكرد ضعيف صورت مي گيرد. در اين حالت فرد ممكن است به منظور برانگيختن حس دلسوزي سرپرست خود به اين گونه رفتار كند.

2- دلايل سوداگرانه: رفتار چاپلوسي سوداگرانه واكنشي نيست. بلكه اهداف بلندمدتي را دنبال مي كند و اغلب توسط فرد به عنوان وسيله اي براي ارتقاء و يا شيوه اي براي دستيابي به اهداف شخصي استفاده مي شود.  

تملق مانع پيشرفت خلاقيت

فرهنگ تملق و تكريم هاي بودار برخي از كناركنان لطمه زياد به تحرك و شيوه كاري مي زند به خصوص زماني كه مدير يك اداره يا شركت آدمي باشد كه از تشويق ها و تعظيم و تكريم هاي زيرمجوعه اش همواره استقبال مي كند اما هيچ اقدام مؤثر در پيشرفت و توليد تحت نظارت خود به عمل نمي آورد.

كارفرما و رئيس ضعيف النفس خيلي لذت مي برد كه كارگر يا كارمند تحت امرش از او تمجيد كند و چشم و گوش بسته فرامين او را اطاعت كند. چرب زباني نيروي زيرمجموعه اش، يك غرورمافوق انساني د ركالبدش توزيع مي كند. تكرار اين كرنش و پذيرش، انرژي و قواي فعالانه انساني در تحول و پيشرفت و بديع سازي را به چالش ميكشاند و خمودگي در روحيه همه افراد جايگزين كوشش براي خلاقيت حرفه اي مي شود نتيجه اين شيوه هاي منع تحولات محيط كار، جامعه و گسترده كشور، درجازدگي، مصرف گرايي و مهار نوآوري مي شود. علت عقب ماندگي برخي جوامع، نداشتن سرمايه مادي (سرمايه ملي) نيست، بلكه تخمير انديشه هاي فعال، پژوهشي، تتبعات نوين و در يك كلام، وجود مديريت ستايش پذير و تملق طلب و بدون عرق ملي و تعهد اخلاقي است.  

چاپلوسي و تملق معمولاً نسبت به چه افرادي صورت مي پذيرد؟

چاپلوسي، اغلب نسبت به كساني صورت مي پذيرد كه از توانمندي اقتصادي، سياسي، اجتماعي يا اداري بهره مندند و البته اين وضع محدود به تاريخ معاصر نيست و پيش از اين نيز گفتارهايي از تاريخ كهن وجود دارد كه براساس آن مي توان دريافت كه چاپلوسي در مناسبات ايرانيان از ديرباز وجود داشته است و جانثاران دروغين زيادي در همه عرصه ها باعث مي شوند تا حاصل زحمات و خدمات ارزنده بسياري از افراد متين جامعه ناديده گرفته شود.  

رابطه چاپلوسي و صداقت

در محيط هايي كه چاپلوسي متداول است، هر نوع تغييري بايد مورد پسند طبقه خاصي از جامعه باشد. در اين حالت، نتيجه اين مي شودكه صداقت و پايبندي به اصولي كه تأمين كننده منافع واقعي مردم است جاي خود را به تحسين مبالغه آميز و در نهايت به چاپلوسي مي دهد.            

نتيجه گيري شهودي

در جامعه اي كه راه هاي دست يابي به امكانات و منزلت اجتماعي بسته باشد و تمركز قدرت در دست گروهي خاص، و تصاحب جايگاه ها و منصب هاي اجتماعي تناسبي با شايستگي افراد نداشته باشد، يكي از ابزارهايي كه براي رهايي از اين تبعيض پديد مي آيد، تملق است؛ راهي كوتاه و بدون هزينه براي رسيدن به خواسته هاي كه نه شايستگي مي خواهد و نه زحمت و كوشش.

چاپلوسي، هنر افرادي است كه با به كارگيري روش هاي عادي و بهنجار جامعه يا محيط كار خود قادر به كسب موفقيت دلخواهشان نيستند و با توسل جستن به راه هاي گوناگون چاپلوسي، زبان بازي، خبرچيني، جاسوسي، دورويي، نوكر صفتي و خيانت مي كوشند خلأ ناشي از ضعف هاي شخصيتي و تخصصي مورد نياز خويش در جامعه يا محيط كار خود را جبران كنند. گاهي تملق گويي، نتيجه عادت هاي رفتاري برگرفته از تربيت خانواده باشد و در مواردي نيز ممكن است افرادي به دليل نداشتن مهارت در برقراري روابط درست اجتماعي، به اين حالت حركتند. در هر صورت چاپلوسي، ناشي از حقارت شخصيت فرد يا به گمان خود آنان، ره آورد زرنگي و هوش و تدبير ايشان است.

چه بسا كساني كه با ستايش ديگران، فريب خوردند، ستايش بي اندازه(تملق گويي)خودپسندي مي آورد و انسان را به سركشي وا مي دارد. آدمي كه حيثيت و نفس انساني اش را ولو در نگاه آشنايان و همكاران خرد ميكند در مقابل شخصي به هر صورت توانمند و داراي تيتر كلاسيك و يا سازماني تبديل به يك موجود ذيروح مفلوك مي كند تا مثلاً مشغول كاري شود، رتبه بگيرد، ارتقاء پست نصيبش شود و يا خلاصه به اصطلاح نورچشمي فلان مدير و بهمان صاحب كارخانه و ... شود، اين آدم هيچ گاه مورد اعتبار اخلاقي و دلبستگي از سر صدق و صفا واقع نمي شود و او به فردي كه نان را به نرخ روز مي خورد معروف است.

- تملق و چاپلوسي نشاندهنده عدم توانايي فرد است زيرا فردي كه توانايي دارد نياز به چاپلوسي ندارد.

- مديراني كه به چاپلوسي و تملق كاركنان خود اهميت مي دهند جوي پر از رويا و دروغ را در سازمان خود ايجاد مي كنند كه در خاتمه به ضرر سازمان خودشان تمام مي شود.

- بي اعتنايي به رفتار چاپلوسان، از عوامل مهم ريشه كني تملق در جامعه است.

- شيوع فرهنگ چاپلوسي، تصدي افراد غيركارآمد و نالايق بر منصب هاي اجرايي را در پي دارد

                                                                  منابع:سايت حوزه نت،مسائل جاري مديريت