وب سايت شخصي ولي اله ديني: تأثير فناوري اطلاعات بر ساختار سازماني و ساختار نيروي كار
دوشنبه، 21 مهر 1393 - 21:46     کد خبر: 552

فناوري, كاربرد علم در حوزه فنون و مهارت هاي كاربردي است و منابع طبيعي، سرمايه و نيروي انساني را به كالا و خدمات تبديل مي كند. فناوري را مي توان تركيبي از سخت افزار و نرم افزار دانست و نرم افزار خود داراي سه جزء انسان افزار، اطلاعات افزار و سازمان افزار است. اطلاعات افزار يا فناوري اطلاعات از اجزاي مهمي است كه توجه بسياري از كشورها را در دو دهه اخير به خود جلب نموده است؛ زيرا در عصر حاضر فناوري اطلاعات به عنوان بستر و ابزاري قدرتمند به شمار مي آيد كه مي تواند تأثيرات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي شگرفي بر جاي گذارد. مقاله اي كه پيش رو داريد، خلاصه تحقيقي است كه به بررسي بخشي از تأثيرات فوق پرداخته است: «تأثير فناوري اطلاعات بر ساختار نيروي كار، ساختار مشاغل و ساختار سازماني».
تأثير فناوري اطلاعات بر ساختار سازماني و ساختار نيروي كار

 

چكيده

فناوري, كاربرد علم در حوزه فنون و مهارت هاي كاربردي است و منابع طبيعي، سرمايه و نيروي انساني را به كالا و خدمات تبديل مي كند. فناوري را مي توان تركيبي از سخت افزار و نرم افزار دانست و نرم افزار خود داراي سه جزء انسان افزار، اطلاعات افزار و سازمان افزار است. اطلاعات افزار يا فناوري اطلاعات از اجزاي مهمي است كه توجه بسياري از كشورها را در دو دهه اخير به خود جلب نموده است؛ زيرا در عصر حاضر فناوري اطلاعات به عنوان بستر و ابزاري قدرتمند به شمار مي آيد كه مي تواند تأثيرات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي شگرفي بر جاي گذارد.

مقاله اي كه پيش رو داريد، خلاصه تحقيقي است كه به بررسي بخشي از تأثيرات فوق پرداخته است: «تأثير فناوري اطلاعات بر ساختار نيروي كار، ساختار مشاغل و ساختار سازماني».

__________________________

1 . اين نوشتار حاصل كاري تحقيقي با همين عنوان است كه با همكاري موسسه كار و تامين اجتماعي اجرا شده است. تاريخ دريافت 5/11/83 تاريخ پذيرش 10/12/83.

2. استاديار پرديس قم دانشگاه تهران

براي اين منظور به طرح فرضياتي پرداخته كه در آن تأثير فناوري اطلاعات بر تركيب نيروي كار، توليد مشاغل جديد، ساختار سازماني و كارآفريني، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.

واژه هاي كليدي: فناوري اطلاعات، اشتغال نيروي كار، سازمان هاي مجازي، دانشي شدن كار، توليد مشاغل جديد و جابجايي نيروي كار.

مقدمه

در سال هاي اخير صنعت فناوري اطلاعات(IT)[1] به عنوان يكي از عوامل بازار(در كنار پنج عامل سرمايه، نيروي كار، مواد اوليه، مديريت و ماشين آلات) در سرمايه گذاري هاي توسعه اي در اقتصاد مورد توجه قرار گرفت به گونه اي كه آن را نه به عنوان ابزار توسعه، بلكه به عنوان محور توسعه قلمداد مي كنند. توجه به اين صنعت به دليل ماهيت اقتصادي صرف آن نبود، بلكه فناوري اطلاعاتي نقش فزاينده اي در تسهيل ارتباطات دارد. فناوري اطلاعات موجب شكل دهي انقلاب اطلاعاتي در جهان شد كه تحول شگرفي در عرصه زندگي بشر و مناسبات آن به وجود آورد، و چارچوب هاي كلاسيك توسعه را از سرمايه محوري به دانش محوري تغيير داده است (منتظر،1381، 97). از اين رو سرمايه گذاري در اين بخش ضمن ارزش افزوده بالايي كه به دنبال خواهد داشت، در بهبود فرايندها نقش بسزايي ايفا مي كند. در طول يكي دو دهه گذشته كشورهاي مختلف با سرمايه گذاري در

__________________________

1. Information technology

اين بخش پيشرفت هاي قابل توجهي داشته اند، تا حدي كه درآمدهاي كلاني از جانب اين صنعت تحصيل نموده اند.

ورود به حوزه نظري و كاربردي فناوري اطلاعات و ارتباطات در كشور ما پديده اي نوين به شمار مي آيد و با عنايت به توسعه كاربرد آن در حوزه هاي تجارت، كسب و كار، روابط دولت با شهروندان و اشتغال آفريني در عرصه هاي ديگر، پژوهشگران و محققان را بر آن داشت تا آثار و ابعاد مختلف فناوري اطلاعات را مورد نقد و بررسي قرار دهند. يكي از موضوعاتي كه بيش تر مورد توجه قرار گرفت، بحث IT و ارتباط آن با اشتغال بود. اين كه آيا ماهيت فعاليت هايIT در جهت اشتغال زايي است و يا نقش اشتغال زدايي را ايفا مي نمايد. در اين جهت فعاليت تحقيقي نسبتا زيادي انجام شده و كتاب و مقالات متعددي نوشته شده است؛ اما آنچه به نظر ناگفته مانده و اين نوشتار در تلاش است كه به آن بپردازد، موضوعIT و تأثير آن بر ساختارهاي سازماني با تاكيد بر وضعيت نيروي انساني شاغل در سازمان ها است.

از اين رو ضمن توجه به ميزان اشتغال زايي IT ، بر ميزان تأثير آن بر ساختارهاي سازماني و تركيب نيروي انساني تاكيد خواهد شد. براي اين منظور با طرح فرضياتي به بررسي ارتباط متغيير مستقل (فناوري اطلاعات) با متغيرهاي وابسته (ساختار نيروي كار و ساختار سازماني) پرداخته است.

فناوري اطلاعات

فناوري اطلاعات مفهومي بين رشته اي و بلكه فرا رشته اي است كه از فناوري هاي مختلف سخت افزاري، نرم افزاري و مغزافزاري سود مي جويد تا محصول يا خدمت جديدي توليد نمايد. بر اين اساس در معرفي فناوري اطلاعات گوناگوني هايي مشاهده مي شود.

كارشناسان برق و الكترونيك، فناوري اطلاعات را مجموعه نرم افزار، شبكه و كنترل مي دانند. كارشناسان و صاحب نظران مخابرات و ارتباطات، فناوري اطلاعات را جنبه اطلاعاتي فناوري هاي ارتباطات مي دانند. متخصصان علوم رايانه، فناوري اطلاعات را مجموعه نرم افزار، سخت افزار، بانك هاي اطلاعاتي، شبكه و محاسبات پيشرفته مي دانند.

صاحبنظران مديريت و سازمان، فناوري اطلاعات را مجموعه اي از ابزار مي دانند كه مي توانند مشتريان يك سازمان را با اطلاعات دقيق در زمان خودش به يك تصميم گيري برسانند و بالاخره متخصصان علوم كيفيت، فناوري اطلاعات را مجموعه فناوري هايي مي دانند كه نه تنها باعث صرفه جويي در منابع مختلف زماني و مكاني مي شوند, بلكه باعث بهبود فرايندها وا فزايش كيفيت كارها نيز مي شود . همان طور كه مشاهده شد، در رشته هاي مختلف برداشت هاي متفاوتي از فناوري اطلاعات وجود دارد. اين امر سبب ارائه تعريف هاي مختلف از اين مفهوم شده است.

در يك تعريف: «فناوري اطلاعات مجموعه اي از ابزارها، تجهيزات، دانش ها و مهارتهاست كه از آن ها در گرد آوري ، ذخيره سازي، بازيابي و انتقال اطلاعات استفاده مي شود بر اساس اين تعريف فناوري اطلاعات مجموعه اي از ابزار، دانش، روش و مهارت خواهد بود كه در توليد، انتقال و پردازش اطلاعات استفاده مي شود» (آزرنگ- 1380- ص17).

براساس تعريف ديگر اصطلاح فناوري اطلاعات براي توصيف نوعي از فناوري به كار مي رود كه ما را در ضبط، ذخيره سازي، پردازش، بازيابي، انتقال و دريافت اطلاعات ياري مي رساند. اين اصطلاح، فناوري هاي نوين مانند رايانه، انتقال از طريق فاكس، ميكروگراف ها، ارتباطات از راه دور را در بر مي گيرد(هولمز،1377، ص5).

انجمن فناوري اطلاعات آمريكا، فناوري اطلاعات را مطالعه، طراحي، گسترش و توسعه، اجرا، پشتيباني و مديريت سيستم هاي اطلاعاتي رايانه اي (كاربردهاي سخت افزاري و نرم افزاري)، تعريف نموده است. مطابق اين تعريف فناوري اطلاعات به جنبه هاي مرتبط با فناوري يك سيستم اطلاعاتي اشاره دارد و شامل سخت افزار، بانك اطلاعاتي، شبكه هاي نرم افزاري و ديگر ابزارها مي باشد. در اين تعريف فناوري اطلاعات مي تواند به عنوان يك زير سيستم از سيستم اطلاعاتي در نظر گرفته شود كه قابليت مطالعه، طراحي، گسترش و توسعه را خواهد داشت.

برخي افراد نيز فناوري اطلاعات را مترادف با سيستم اطلاعاتي به كار مي برند و يا حتي به عنوان يك مفهوم گسترده تر كه در بر گيرنده چندين سيستم اطلاعاتي كاربران مديريت است، درنظر مي گيرند (تربن[1], 1996, ص 9).

براساس تعريف، 3 مولفه اصلي براي فناوري اطلاعات در نظر گرفته مي شود كه عبارتند از: سخت افزار، نرم افزار و بانك اطلاعاتي (رابي[2], 1986).

سخت افزار: اصطلاحي كه در مورد اجزاي فيزيكي يك سيستم رايانه اي به كار مي رود. يك سيستم رايانه شامل 3 بخش اصلي؛ واحد پردازنده مركزي، ابزار ورودي و خروجي و حافظه اصلي است

نرم افزار: مجموعه برنامه هايي است كه اجزاي فيزيكي رايانه اي را فعال مي سازد و به دو گروه نرم افزار سيستم و نرم افزار كاربردي تفكيك مي شود. نرم افزار سيستم عمليات رايانه را هماهنگ مي سازد و نرم افزار كاربردي براي حل مسائل خاص تجاري طراحي مي شود(هولمز، 1377، ص34).

پايگاه اطلاعاتي: به مجموعه اي از داده هاي مورد استفاده در يك برنامه كاربردي, خواه يك فايل يا چند فايل, گويند، كه در ارتباط با هم هستند و تغيير

__________________________

[1] . Turban

[2] . Robey

يك فايل از پايگاه اطلاعاتي ممكن است باعث سلسله تغييراتي در ديگر فايل هاي اين پايگاه شود.

فناوري اطلاعات، مطابق تعريف، در بسياري از عرصه هاي اجتماعي و سازماني مي تواند نقش ايفا كند. چنين نقشي سبب شده است كه در اقتصاد بر پايه دانش و اطلاعات، فناوري اطلاعات به عنوان يكي از عوامل اقتصادي نگريسته شود كه مي تواند ارزش افزوده بالايي ايجاد نمايد و تأثيرات شگرفي در صحنه مبادلات تجاري بر جاي گذارد. در گزارش اشتغال 2001 سازمان بين المللي كار در خصوص منافع اقتصادي حاصل از توسعه فناوري اطلاعات براي كشورهاي در حال توسعه آمده است كه اين كشورها مي توانند با تركيب صحيح مهارت ها و ايجاد زيرساختارهاي مناسب بخوبي از منافع حاصل از توسعه فناوري اطلاعات بهره مند گردند. شناخت بازارهاي هدف، بازاريابي، امكان ارتباط مستقيم ميان عوامل عرضه و تقاضا، كاهش وقت و زمان و تسريع روند تجاري، مبادله اسناد و اطلاعات لازم، بهره گيري در انجام دادن عمليات بانكي، خدمات بيمه اي، گواهي هاي لازم درورود و خروج كالا، عمليات حمل و نقل كالا رساني، فراگيري اطلاعات و عدم انحصار آن و سرانجام اطمينان بيش تر به صحت اطلاعات و تصحيح عمليات اطلاع رساني از دستاوردهاي موفق تجارت الكترونيكي با استفاده از خدمات شبكه هاي رايانه اي است.

فناوري اطلاعات بر زندگي سازماني نيز تأثيرات زيادي گذاشته است. فناوري اطلاعاتي تعامل ارتباطي ميان افراد و گروه هاي سازمان و نيز بين سازمان ها را تسهيل نموده، ضمن آن كه به افراد و گروه ها امكان مي دهد تا از

طريق افزايش سرعت دستيابي به اطلاعات مناسب و جمع آوري و ارزيابي آنها، كيفيت تصميم گيري را بهبود بخشند.

فناوري اطلاعات بر تركيب و ساختار نيروي انساني نيز تأثير گذاشته است. به گونه اي كه بسياري از تحقيقات به بحث در خصوص رابطه فناوري اطلاعات با اشتغال و تغييرات ناشي از آن بر ساختار و تركيب نيروي انساني پرداخته اند.

فناوري اطلاعات ، اشتغال و ساختار نيروي كار

به باور بسياري از صاحبنظران بين فناوري اطلاعات و اشتغال رابطه معنادار وجود دارد. بسياري ازنظريه پردازان معتقدند كه ارتباط مذكور مستقيم مي باشد؛ يعني فناوري اطلاعات موجب ايجاد شغل و اشتغال زايي مي شود. اينان اشتغال زايي IT را در چند بعد مطرح مي كنند:

1- اشتغال زايي در زمينه توليد ابزارهاي فيزيكي(سخت افزار) مورد نيازIT؛

2- اشتغال زايي در زمينه توليد نرم افزارهاي سيستمي يا كاربردي سخت افزارها؛

3- خدمات پشتيباني و نگهداري سخت افزار و نرم افزارها؛

4- كاربردهاي IT درساير بخش هاي خدماتي و صنايع.

بر اين اساس, يكي از راه هاي برون رفت از مشكل بيكاري را به كارگيري فناوري اطلاعات در جامعه مي دانند؛ اقدامي كه اكثر كشورهاي توسعه يافته و حتي بسياري از كشورهاي در حال توسعه انجام داده اند. به عنوان نمونه كره جنوبي در حدود 40% سرمايه گذاري آينده خود را در صنعت فناوري اطلاعات معطوف داشته

است. فيليپين با سرمايه گذاري در اين بخش حدود 9 تا 10% رشد اقتصادي داشته است. ايتاليا در سال 2000 بيش از يك ميليون و دويست هزار شغل در صنعت IT ايجاد كرده است. در حال حاضر بازار خدمات مبتني بر فناوري اطلاعات[1] در هند 107000 نفر را در استخدام خود دارد، كه پيش بيني مي شود تا سال 2008 براي بيش از 1/1 ميليون نفر هندي فرصت شغلي و درآمد بالقوه اي معادل 17 ميليارد دلار ايجاد خواهد كرد( تكفا, 1381.ص46).

توجه بي شائبه به فناوري اطلاعات دراين كشورها عمدتا به اين دليل است كه صنعت IT و صنايع وابسته، توليد كننده فرصت هاي شغلي بسيار زيادي هستند. آمار وارقام نشان مي دهد كه حدود80% شغل هاي جديد در جوامع توسعه يافته مستقيم يا غير مستقيم به صنعت رايانه، اينترنت و IT وابسته است.

نتيجه يك مطالعه پيمايشي كه توسط نگارنده با همكاري موسسه كار و تامين اجتماعي وزارت كار به منظور بررسي رابطه بين فناوري اطلاعات و توليد مشاغل انجام شده است، نشان مي دهد كه فناوري اطلاعات زمينه را براي توليد مشاغل جديد فراهم مي سازد, به گونه اي كه از مجموع 100% پاسخ دهندگان، 97% آنان وجود اين رابطه را تاييد مي نمايند. جدول ذيل داده هاي آماري اين بررسي را نشان مي دهد:

__________________________

1-Information technology enabled services(ITES)

جدول1: نتايج آزمون دوجمله اي ارتباط فناوري اطلاعات با توليد مشاغل جديد

گروه هاي نمونه تعداد نسبت مشاهده كننده نسبت موفقيت فرض معنا دار بودن
گروه يك 3 3% 50% 000/0
گروه دو 98 97%    
كل 101 100%    

بنابراين، با توجه به نتيجه حاصل از اين مطالعه و با استناد به تجارب ديگر كشورها، صنعت فناوري اطلاعات از توان و قدرت اشتغال زايي بالايي برخوردار است. براي نمونه، آمارها نشان مي دهد كه در ايالات متحده آمريكا، سالانه به طور متوسط 25000 شغل براي مهندسان رايانه، تحليل گران و برنامه ريزان سيستم ها به وجود مي آيد. همچنين در سال 1996 به طور متوسط 78000 فرصت شغلي خويش فرمايي براي مهندسان رايانه و تحليل گران سيستم ها به وجود آمده است.[1]

لذا مي توان به اين جمع بندي دست يافت كه با ورود به دنياي اطلاعاتي و فضاي الكترونيكي و حضور فناوري اطلاعات و ارتباطات در فعاليت هاي اجتماعي و سازماني، ظرفيت اشتغال زايي افزايش مي يابد؛ اما اين سؤال مطرح خواهد شد كه ساختار و نوع نيروي كار مورد نياز چگونه خواهد بود. به عبارت ديگر, اگر بپذيريم كه با ارزش ترين دارايي سازمان ها در قرن بيستم تكنولوژي عمليات بوده و اين نوع تكنولوژي نيازمند نيروهاي يدي بوده است، آيا در قرن بيست و يكم كه به باور

__________________________

1. http : //www.technosphere .net / it- jobs-market.htm

اكثر صاحب نظران با ارزش ترين دارايي فناوري اطلاعات است، تركيب و نوع نيروي كار مورد نياز نيز تغيير مي كند؟ در مطالعه پيمايشي كه در صفحات پيشين به آن اشاره شد به بررسي موضوع درقالب فرضيه هاي زير، پرداخته شد:

1- فناوري اطلاعات موجب دانشي شدن نيروي كار و كارگر مي گردد.

بررسي هاي به عمل آمده نشان مي دهد كه فناوري اطلاعات بر دانشي شدن كار و كارگر تأثير مي گذارد؛ يعني فناوري اطلاعات موجب دانشي شدن نيروي كار و دانشي شدن ماهيت كار مي شود. جدول ذيل بيان آماري تحقيق فوق را نمايش مي دهد.

جدول 2: نتايج آزمون دوجمله اي ارتباط فناوري اطلاعات با دانشي شدن نيروي كار

گروه هاي نمونه تعداد نسبت مشاهده كننده نسبت موفقيت فرض معنيادار بودن
گروه يك 13 14% 50% 000/0
گروه دو 81 86%    
كل 94 100%    

بنابراين؛ با رشد فناوري اطلاعات، تركيب نيروي كار تغيير خواهد كرد و نيروهاي دانشگر[1] جايگزين نيروهاي غير دانشگر و يدي مي شوند. دراكر معتقد است در عصر فناوري اطلاعات، رشد سيستم از طريق افزايش به كارگيري افراد و افزايش داده ها يا تقاضاهاي مصرف كنندگان حاصل نخواهد شد، بلكه اين رشد از

__________________________

[1] . knowledge worker

طريق افزايش عرضه يك منبع حاصل مي شود و آن كاردانشي[1] و كارگران دانشي است (دراكر[2], 1997, ص 20).

از طرف ديگر فناوري اطلاعات با ويژگي هاي منحصر به فرد خود در تسهيل و نظم دهي به ساختار اجتماعي، نيروهاي متخصص و منحصر به فردي نياز دارد، به گونه اي كه اين نيروها بتوانند با ذهن هاي پيچيده به سراغ مسائل پيچيده امروزي بروند.

در مجموع مي توان فناوري اطلاعات و نيروي كار دانشگر را مكمل يكديگر دانست؛ اما آنچه در اين بين مي تواند روابط ميان فناوري اطلاعات و نيروي كار دانشي را بخوبي تعريف نمايد، مديريت است. در واقع نحوه راهبري و مديريت نيروهاي دانشگر يكي از چالش هاي مهم مديران در قرن بيست و يكم محسوب مي شود. به طور قطع مديريت موثر نيروي كار دانشگر نيازمند تدابيري است كه حاصل آن توسعه كيفي و كمي ظرفيت دانش اندوزي، استفاده كارساز از دانش و توسعه دانش در سطح سازماني و ملي است. به عبارت ديگر, راهبرد آينده مديريت به ايجاد و پرورش نيروهاي دانشگر، حفظ و نگهداري و تقويت و بهبود مستمر آن ها معطوف خواهد بود.

__________________________

1. knowledge worke

[2]. Druker

2- تكنولوژي اطلاعات موجب نوسازي مشاغل مي شود.

بررسي انجام شده دراين مورد نيز نشان مي دهد كه بين فناوري اطلاعات و نوسازي مشاغل ارتباط مستقيم وجود دارد. همان طور كه در جدول ذيل نشان داده شده است بيش از 92% نمونه هاي آماري وجود رابطه فوق را تاييد نموده اند.

جدول3: نتايج آزمون دوجمله اي ارتباط فناوري اطلاعات با نوسازي مشاغل

گروه هاي نمونه تعداد نسبت مشاهده كننده نسبت موفقيت فرض معنا دار بودن
گروه يك 8 8% 50% 000/0
گروه دو 93 92%    
كل 101 100%    

نتيجه اي كه از رابطه مذكور مي توان حاصل نمود اين است كه فناوري اطلاعات زمينه نوسازي مشاغل را فراهم مي سازد، و حتي به ساختار شغلي جديدي نيازمند است. از اين رو ضرورت دارد تجديد نظر در ساختار سازماني، وظايف، ماهيت مشاغل و طراحي مجدد شغل و به طور كلي باز مهندسي سيستم به عمل آيد.

در ساختار جديد شغلي به موازات تغيير در ماهيت نيروي كار، در ماهيت وظايف نيز تغييراتي ايجاد خواهد شد و با فراهم شدن فعاليت نيروي كار دانشي، ماهيت مشاغل پيچيده تر و تخصصي تر مي شود و مشاغل با تنوع بيش تر ظهور پيدا مي كنند.

بررسي فوق نشان مي دهد كه با ورود فناوري اطلاعات و ارتباطات، دگرگوني هايي در مشاغل ايجاد شده و زمينه مشاغل جديد با ساختار نيروي كار

جديد را فراهم ساخته است. براي نمونه، طبق مطالعات انجام شده به وسيله شركت مشاوره اي مكنزي، سوئد در سال هاي 1982 تا 1992 توانسته است بيش ترين مشاغل را در زمينه نرم افزار و صنايع خدماتي وابسته بوجود آورد. طي اين دوره به ازاي هر 1000 نفر، 6/4 نوع شغل جديد به وجود آمده است؛ در حالي كه اين ميزان در كشورهاي ژاپن و امريكا بترتيب 3/4 و ./3 است.

با توجه به يافته هاي فوق، مشاغل در عصر اطلاعات را مي توان به چهار دسته تقسيم نمود كه هر يك وضعيت خاصي خواهند داشت:

1- مشاغل سنتي كشاورزي و پاره اي مشاغل اداري: با توسعه اتوماسيون، اين قبيل مشاغل جايگاه اوليه خود را از دست خواهند داد و بتدريج از بين مي روند.

2- مشاغل حرفه اي , مانند پزشكي، مهندسي، طراحان، حقوق دانان، حسابداران، مؤلفان و ساير مشاغل. اين گروه از مشاغل تغيير چنداني نخواهند داشت و فقط انعطاف پذيري بيش تري در زمان و مكان انجام آن ها پديد خواهد آمد.

3- مشاغل خدماتي نوين, مانند متصديان و كارشناسان بيمه، متصديان و كارشناسان بانك، پي جوها و ساير مشاغل.

اين گروه از مشاغل با تجهيز به فناوري هاي نوين (از جمله فناوري هاي اطلاعاتي)، آسان تر و منعطف تر انجام شده از دقت و سهولت بيش تري برخوردار خواهند شد.

4- مشاغل فني نوين، مانند طراح گرافيكي، مدير شبكه، تحليل گر داده، تكنسين شبكه، متصدي ورود داده و ساير مشاغل. اين گروه ازمشاغل كاملا جديد هستند و در واقع مولود عصر فرا صنعتي مي باشند.

مشاغل نوين متاثر از فناوري اطلاعات, به سه گروه زير دسته بندي مي شوند:

الف- مشاغل مبتني بر وب؛ مشاغل مرتبط با كارجهان گستر، اينترنت از قبيل مديريت وب، تكنسين وب، طراح وب و مانند آن.

ب- مشاغل مربوط به مهندسي نرم افزار و پايگاه هاي داده؛ مانند طراحي، توسعه، نگهداري و مديريت پايگاه هاي داده، مديريت اطلاعات، مهندسي نرم افزار، معماري فني، توسعه رسانه هاي متعامل و ساير.

ج- مشاغل مبتني بر شبكه و سيستم، شامل متخصصان عمليات سيستم ها، اپراتوران رايانه و شبكه، تحليلگران پشتيبان فني و تست كنندگان سيستم ها[1].

بنابراين ظهور فناوري اطلاعات و ورود آن در عرصه مبادلات اقتصادي و اداري ضمن آن كه موجب افزايش توان اشتغال زايي در جوامع شده است، سبب دگرگوني در تركيب و ساختار مشاغل نيز گرديده است، كه اين خود موجبات تغيير در نيروي كار را فراهم نموده است.

__________________________

1. the economic and social impact of telework. Available at: www.dol.gov

اكنون اين سؤال مطرح است كه تغييرات و دگرگوني هاي فوق چه تأثيري بر ساختار سازماني گذاشته است و آيا اساسا بين تغييرات فوق و ساختار ارتباطي وجود دارد يا نه؟

فناوري اطلاعات و ساختار سازماني

ظهور فناوري عمليات در انتهاي قرن نوزدهم و ابتداي قرن بيستم موجب بروز سازمان هايي با ديوانسالاري گسترده و سطوح سلسله مراتبي بلند شده است. ساختارهاي سلسله مراتبي زمان ياد شده محصول نيازهاي بوجود آمده انقلاب صنعتي بوده, و توانسته است جوابگوي نيازهاي مذكور باشد؛ اما آيا اين گونه ساختارها مي توانند پاسخگوي شرايط جديد و تغييرات عمده اي باشند كه در دهه هاي اخر قرن بيستم بوجود آمده است؟ (كه يكي از مهم ترين آن ها ظهور فناوري پيشرفته اطلاعات است)؛

صرف نظر از برخي اظهار نظرها كه فناوري اطلاعات را عامل تقويت كننده ديوانسالاري هاي وزارتخانه اي به عنوان قفس هاي آهنين مدرنيته مي دانند و بر اين باورند كه اين قفس جاي خود را به فيبرها، شبكه ها و تراشه هاي رايانه اي مي دهد (دانايي فرد،1383،ص67)، اما به باور بسياري از صاحبنظران از جمله اي پرت[1]،

__________________________

[1] . f. eayport

دراكر و لوكاس[1] قدرت فناوري اطلاعات تغييرات شگرفي در محيط كار به وجود آورده است و بر اين اساس مديران ملزم به انجام دادن تغييرات گسترده اي در سازمان ها هستند. اي پرت معتقد است كه سازمان ها در دنياي كنوني، بر سر دو چيز با هم به رقابت برخاسته اند. از يك طرف بر سر منافع فيزيكي رقابت مي كنند كه وي آن را دنياي فيزيكي مي خواند و از سوي ديگر رقابت بر سر دنياي مجازي اطلاعات است. از اين رو مديران بايستي ساختار سازماني خودرا براساس دو پارامتر جديد طراحي و مديريت نمايند.

ايشان در ادامه مي گويد: نقش فناوري اطلاعات در دنياي مجازي سازمان ها قابل توجه است، به گونه اي كه در دنياي رقابتي، فناوري اطلاعات مديران سازمان ها را در جهت افزايش ارزش افزوده بخوبي ياري مي رساند و مانع از اتلاف منابع و انرژي مي شود (فيونا[2], 1998).

لوكاس در اين رابطه مي گويد: چالشي كه فناوري اطلاعات براي مديران ايجاد مي كند آن است كه چگونه مي توان متناسب با مقتضيات آن به طراحي سازمان ها پرداخت؛ زيرا فناوري اطلاعات ساختار سازمان، استراتژي، نحوه روابط ميان اعضاي سازمان را تحت تأثير قرار مي دهد (لوكاس, 1994, ص 80 – 74) به عنوان مثال سازمان هايي كه در زمينه فناوري رايانه فعاليت مي كنند، در واقع با

__________________________

[1] . lucas

[2] . Fiona

محيطي مواجه هستند كه بسرعت در حال تغيير است. در چنين محيطي سازمان ها نمي توانند با ساختارهاي خشك و غير منعطف به فعاليت بپردازند.

رابطه ميان فناوري به مفهوم عام آن و ساختار سازمان، در يك تحقيق كلاسيك در دهه 1960 توسط جان وودوارد[1] بررسي شد و سپس توسط افرادي همچون پرووتامپسون[2] ادامه يافت؛ اما فناوري پيشرفته اطلاعات داراي ويژگي هايي است كه باعث مي شود در مقايسه با فناوري هاي صنعتي داراي آثار متفاوتي بر طراحي سازمان، ارتباطات و تصميم گيري باشد. تأثيرگذاري فناوري اطلاعات بر سلسله مراتب سازمان، تمركز يا عدم تمركز سازماني و كاهش پيچيدگي حاكم بر سازمانهاي بوروكراتيك قابل توجه است. رابينز معتقد است فناوري اطلاعات به سازمان اجازه خواهد داد كه به طور همزمان تمركز و عدم تمركز را محقق سازند (رابينز1376، ص418).

بنابراين، براساس تحقيقات انجام شده اين اصل پذيرفته است كه فناوري اطلاعات به ساختاري متفاوت با فناوري عمليات نياز دارد و نيز فناوري اطلاعات تأثير شگرفي بر ساختار سازماني و نوع سازمان مورد نياز به جاي خواهد گذاشت. با پذيرش اين پيش فرض به بيان فرضياتي در ارتباط با فناوري اطلاعات و ساختار سازماني و نوع سازمان مورد نياز پرداخته شده كه به شرح ذيل مي باشد:

__________________________

[1] . J. woodward

[2] . perrow and thompson

1. فناوري اطلاعات موجب كاهش سلسله مراتب سازماني مي گردد

داده هاي آماري حاصل از آزمون توزيع دو جمله اي فرضيه فوق نشان مي دهد كه فناوري اطلاعات موجب كاهش سلسله مراتب سازماني مي گردد. همان طور كه در جدول شماره 4 نمايش داده شده است، 62% گويه هاي آماري به تاييد رابطه فوق پرداخته اند.

جدول4: نتايج آزمون دوجمله اي ارتباط IT با سلسله مراتب سازماني

گروه هاي نمونه تعداد نسبت مشاهده كننده نسبت مورد انتظار (موفقيت) فرض معنا دار بودن
گروه يك 38 38% 5/. 170/0
گروه دو 63 62%    
كل 101      

نتيجه حاصل از داده هاي فوق نشان مي دهد كه كاربرد فناوري اطلاعات در سازمان ها موجبات كاهش سلسله مراتب و حركت سازمان به سوي ساختار تخت را فراهم مي نمايد؛ لذا توصيه مي شود كه اصلاحات ساختاري در جهت كاهش سطوح سلسله مراتب و تخت نمودن سازمان، طراحي ساختارهايي تخت با تاكيد بر هسته عملياتي و ستاد تخصصي گسترده، صورت گيرد. در اين خصوص الگوي ساختاري متعددي وجود دارد كه يكي از آن ها ساختار تركيبي يا دو رگه[1] است، كه قسمتي از سازمان داراي نوعي از ساختار متفاوت با قسمت ديگر آن است، و در

__________________________

1. Hybrid structure

واقع مزاياي دو نوع ساختار را با هم تركيب مي كند. اين شكل داراي انواع مختلفي مانند ادغام يا تلفيق[1]، سرمايه گذاري مشترك[2] و توليد قراردادي[3] است. همچنين طراحي ساختارهاي ارگانيك و بخشي كه پويايي، تطابق سريع با محيط، انعطاف پذيري، تصميم گيري غير متمركز و عدم وجود قوانين و دستورالعمل ها از ويژگي هاي بارز آن است، به منظور توسعه فناوري اطلاعات در سازمان ها ضروري خواهد بود. به طور كلي سازمان متناسب با عصر فناوري اطلاعات بايستي داراي ويژگي هاي ذيل باشد:

الف- درصدد كاهش سلسله مراتب طولاني و تخت كردن ساختار سازمان برآيد و پويايي و واكنش به موقع را سر لوحه سازماندهي خود قرار دهد.

ب- كاهش سلسله مراتب فوق بايستي در جهت تسهيل دسترسي كاركنان اداري به يكديگر و به حداقل رساندن مكاتبات اداري و گردش امور وفرايندهاي كاري جهت تامين خواسته هاي شهروندان صورت پذيرد.

ج- تمركز و عدم تمركز همزمان را در ساختار سازماني خود بپذيرد.

د- روش هاي انجام دادن كار منعطف را به واسطه پيشرفت هاي فناوري اطلاعات تشويق نمايد.

__________________________

1. merger

2. Joint venture

3. Contract manufacturing

تنيجه نهايي آن كه فناوري اطلاعات با خصوصيت تسهيل ارتباطات و اطلاعات سبب انعطاف در ساختار سازماني و شكل دهي پويايي سازمان خواهد شد كه به موجب آن، ساختارهاي ارگانيك و حرفه اي جايگزين ساختارهاي مكانيك و ماشين خواهد شد.

2. فناوري اطلاعات موجب مجازي شدن سازمان مي گردد

به طور قطع ساختارهاي مجازي الگوي ويژه اي است كه به موازات رشد و توسعه اطلاعات و ارتباطات، مطرح شده است. در واقع فراگير شدن فناوري اطلاعات و مزيت هايي كه مي تواند براي سازمان ها به ارمغان آورد، فشار براي مجازي شدن را دو چندان ساخته است.

سازمان هاي مجازي با تمركز بر فناوري و ارتباطات رايانه اي در تلاش هستند تا مرزهاي كنوني را درهم نورديده و به جاي عمل كردن در قالب مرزهاي دروني سازمان، در ماوراي آن اقدام نمايند. بنابراين , فناوري اطلاعات عامل تحريك كننده ايجاد رشد و گسترش سازمان هاي مجازي مي باشد. نتايج حاصل يك مطالعه پيمايشي كه توسط نگارنده انجام شده است, نشان مي دهد كه فناوري اطلاعات سازمان ها را به سمت ساختارهاي مجازي سوق مي دهد. همان طور كه در جدول شماره 5 مشاهده مي شود، اكثر گويه هاي آماري با نسبت موفقيت بسيار بالايي به تاييد فرضيه فوق پرداخته اند.

جدول5: نتايج آزمون دوجمله اي ارتباط IT با مجازي شدن سازمان

گروه هاي نمونه تعداد نسبت مشاهده كننده نسبت موفقيت فرض معنادار بودن
گروه يك 4 4% 5/. 000/0
گروه دو 97 96%    
كل 101 100%    

براين اساس به منظور افزايش و توسعه استفاده از فناوري اطلاعات بايستي در جهت ايجاد سازمان هاي مجازي كوشا بود، تا از اين طريق بسترسازي لازم صورت گيرد؛

لذا ايجاد، توسعه و تقويت زير ساخت هاي ارتباطي و شاهراهاي اطلاعاتي لازم به پهناي باند كافي، ايجاد ساختارهاي شبكه اي كه داراي يك سازمان مركزي كوچك براي انجام وظايف توليد، توزيع و بازاريابي است، اعتمادسازي، شفافيت، انعظاف پذيري و ايجاد تيم هاي كاري چند منظوره و خودگردان از جمله اقداماتي است كه براي اين منظور توصيه مي شود.

اقدامات فوق سبب خواهد شد به سازمان هايي با ويژگي هاي ذيل دست يابيم كه به ما در اجراي كارا و اثر بخش وظايف كمك رساند:

الف- سازمان هايي كه در آن، زمان و مكان محدوديت به شمار نمي آيد و مي توان از روش هايي مانند تيم هاي چند منظوره، سفارش از بيرون سازمان، ارتباطات درون سازماني و ...استفاده نمود.

ب- افراد داخل سازمان از سطح بالاتري از اعتماد نسبت به يكديگر برخوردار باشند.

ج- اطلاعات محور اصلي فرايندهاي مختلف سازماني باشد.

د- انعطاف پذيري لازم در انجام وظايف سازماني وجود داشته باشد.

ه- هر كدام از واحدهاي سازماني به طور مستقل درصدد پاسخ به نيازهاي مشتريان باشند.

و- توان برقراري فوري روابط با بيرون سازمان بر مبناي فرصت هاي ايجاد شده، وجود داشته باشد (مير فخر الديني. 1380.ص148).

سازمان ها با ويژگي هاي فوق كار ويژه هايي را شكل خواهند داد كه از آن جمله است؛ سرعت، نيروي انساني ماهر، آزادي عمل، مهارت هاي همكاري، ارتباطات خوب، مديريت اثر بخش، رضايت مندي، تمركز برنيازهاي مشتري، مديريت دانش و رهبري از طريق نظارت.

نتيجه گيري

ظهور و توسعه فناوري اطلاعات در دو دهه اخير علاوه بر تأثيرات شگرف اقتصادي بر نوع و تركيب نيري كار، بر ساختار و سطوح سلسله مراتبي و بر توسعه سازمان هاي مجازي نقش و تأثير فزاينده اي داشته است.

فناوري اطلاعات ضمن آن كه به توليد مشاغل جديد مي پردازد، سبب نوسازي مشاغل و تغيير در تركيب نيروي كار خواهد شد و نيروي كار دانشي را جايگزين نيروي كار يدي مي نمايد. در اين عرصه دانشگراني به فعاليت مي پردازند

كه هم از لحاظ سطح مهارت و هم از لحاظ نوع فعاليتي كه انجام مي دهند، متفاوت خواهند بود. اينان بدنه اصلي سرمايه انساني[1] و سرمايه دانايي[2] سيستم را تسكيل مي دهند و عامل اصلي بقا و رشد سازمان ها در شرايط رقابتي به حساب مي آيند. همچنين فناوري اطلاعات به جهت ماهيت آن موجبات تغيير در ابعاد ساختاري و بافتي سازمان را فراهم مي كند. به ساختارهاي منعطف و پويا، پيچيده، رسميت پايين، و حرفه گرا نياز دارد. نتيجه بررسي نشان داده است كه فناوري اطلاعات موجب تغيير در نوع ساختار سازماني مي شود و ساختارهاي تخت با تاكيد بر هسته عملياتي به جاي ساختارهاي بلند، غير سلسله مراتبي به جاي سلسله مراتبي و غير متمركز به جاي تمركز را خواستار هستند. ساختارهاي مجازي و شبكه اي نيز از ضرورتها سازماني فناوري اطلاعات است كه همزمان داراي مزيت بزرگ بودن و درعين حال كوچك بودن است و از صرفه جويي ناشي از مقياس در اثر بزرگ بودن و انعطاف پذيري بالا براي پاسخ به تغييرات سريع محيطي برخوردار است. در ساختار شبكه اي وقتي همه وظايف در خارج از سازمان مركزي انجام مي گيرد، ما با يك سازمان مجازي مواجه خواهيم بود.

نتيجه ديگر آن كه فناوري اطلاعات بستر و عرصه لازم را براي فعاليت كارآفرينان و نوآوران فراهم مي سازد، و سازمان ها و جامعه را به سمت اقتصاد دانش محور سوق مي دهد.

__________________________

1. Human capital

2. Intellectuel capital

منابع و ماخذ

1- آزرنگ، عبدالحسين اطلاعات و ارتباطات- تهران. سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي, 1380 ش.

2- ديانا هولمز و كيت جهان اشنايي با فناوري اطلاعاتي. ترجمه مجيد آذرخش. تهران. انتشارات سمت, 1377 ش.

3- رابينز، استيفن تئوري سازمان ترجمه الواني و دانائي فرد. تهران. نشر صفار, 1376 ش

4- مير فخر الدين، سيد حيدر ويژگي هاي سازمان هاي مجازي. تدبير. شماره 117,1380ش

5- خدمات مبتني بر فناوري اطلاعات- مجله تكفا. شماره 2. تهران.1381ش

6- منتظر غلامعلي، توسعه مبتني بر فناوري اطلاعات...، تهران فصلنامه پژوهش و برنامه ريزي شماره 25, 1381ش

7- دانايي فرد حسن الزامات فناوري اطلاعات و ارتباطات: نظريه پردازي در مديريت دولتي، تهران، فصلنامه دانش مديريت،شماره 64. 1383ش

8- قلي پور رحمت ا... ، طرح پژوهش و بررسي تأثير فناوري اطلاعات بر اشتغال نيروي كار، تهران، مؤسسه كار و تامين اجتماعي1381ش.

9-E. Fram Turban (1996). "Information technology for management". First Edition. Newyork. West

10- Danial Robey (1986). "Designing organization". Second edition. Richard D. Irwin

11- Drucker, Peter (1997). "The future that Has Already Happened" Harward Business Reviw.

12- Fiona. Potter(1998). "Business in a virtual world". Macmillan business.

13-Henry C.Lucas (1994). "information systems: com copts for management".Mc Graw – Hill

14- "the economic and social impact of telework" Available at:www.dol.gov

منبع:پورتال علوم انساني و اسلامي


پیامک - فیس بوک - تویتر
نسخه اصلی - برگشت به خبرها