صفحه اصلی     زندگی نامه     تماس با من     پیوندها  
چهارشنبه، 22 مرداد 1399 - 23:17   
  تازه ترین اخبار:  
 
- اندازه متن: + -  کد خبر: 257صفحه نخست » اخبار ، یادداشت ها و مقالات برگزیدهجمعه، 13 اردیبهشت 1392 - 23:08
تفاوت رهبری و مدیریت در سازمان
مدیر ........................... رهبر >>>> 1-افراد را وادار می کند.......................انگیزه می دهد. 2-امر و نهی می کند.......................ارشاد و تشویق می کند 3-کارها را تصحیح می کند........................کارهای صحیح را تأیید و هدایت می کند 4-ایده های خود را مطرح می کند.......................باعث ایجاد ایده می شود. 5-در قضاوت سریع است.......................در فهم مطلب و شرایط موفق است 6-اول صحبت می کند.......................اول گوش می دهد 7-مهلت تعیین می کند......................مهلت می دهد افراد برنامه ریزی کنند 8-به مقام و اقتدارش وابسته است......................به شخصیت و اراده خود متکی است 9-ایجاد ترس می کند......................حمایت و پشتیبانی می کند 10-تعیین می کند چه چیز مورد نیاز است......................می پرسد چه چیز مورد نیاز است 13-نشان می دهد چه کسی اشتباه می کند......................نشان می دهد چه چیزی غلط است 12-می گوید به من احترام بگذارید......................می گوید به یکدیگر احترام بگذارید
  

 یک سازمان براى آنکه به اهداف عالى خود دست یابد باید به دو مقوله «رهبری» و «مدیریت» توجه داشته باشد. چرا که در جهان صنعتى امروز صرفاً برخوردار بودن از مهارتهاى مدیریتى براى موفقیت یک مدیر کافى نیست، بلکه مدیران باید شناختى اساسى از تفاوت میان «مدیریت» و «رهبری» داشته باشند و بدانند چگونه این دو فعالیت براى تحقق موفقیت سازمان باید با هم ترکیب شوند 

در یک سازمان با وجود تفاوت عمده بین «رهبری» و «مدیریت»، ارتباط تنگاتنگى بین آن دو وجود دارد؛ یک رهبر مى تواند مدیر باشد و یک مدیر نیز مى تواند «رهبری» کند. عکس این قضیه نیز صادق است؛ یعنى یک فرد مى تواند داراى هنر «رهبری» باشد بدون اینکه قادر باشد هدفهاى سازمانى را تحقق بخشد (مدیر نباشد) و یا اینکه یک فرد ممکن است مدیر منظمى باشد ولى کارکنان از روى ترس و اجبار وظایف خودشان را انجام دهند (رهبر نباشد).

تعریف رهبرى :

فرآیند نفوذ در دیگران و برانگیختن آنها براى همکارى با یکدیگر در جهت تحقق هدف هاى گروهى را «رهبری» مى گویند. یا مى توان گفت: رهبرى استفاده از فرآیند ارتباطات در موقعیتى خاص براى اعمال نفوذ در میان افراد و جهت دادن آنها به سوى مقاصدى مشخص است. و یا رهبرى فرآیند نفوذ در دیگران است به طورى که آنها با اشتیاق و جدیت در دستیابى به اهداف سازمانى تلاش نمایند. «رهبری» را اصولاً «هنر نفوذ در دیگران» مى دانند. بدین معنى که پیروان به دلخواه نه از روى اجبار، از رهبر اطاعت مى کنند. بنابراین، منظور از رهبرى به طور عام، تأثیر گذارى بر افراد و انگیزش آنان به طورى است که از روى میل، علاقه و با اشتیاق براى دستیابى به هدف هاى گروهى تلاش کنند.

تعریف مدیریت:

 فرآیند برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت بر کار اعضاى سازمان و کاربرد کلیه منابع قابل دسترسى براى رسیدن به هدفهاى تعیین شده سازمان را «مدیریت» مى گویند. «مدیریت» به عنوان « هنر انجام دادن کارها به وسیله دیگران» نیز تعریف شده است. چرا که مدیر با اتخاذ تدابیرى براى انجام کارها توسط دیگران و نه شخص مدیر به اهداف سازمان نایل مى شود

 به چند مورد از تفاوت هاى یک «مدیر» با یک «رهبر» در یک سازمان اشاره می گردد:

1 -مدیران در پست خود منصوب شده اند. آنان قدرت قانونى دارند که اجازه مى دهد در مواقع ضرورى به دیگران پاداش دهند یا آنان را تنبیه کنند. در حالى که یک رهبر ممکن است منصوب شده و یا از درون گروه پدید آمده باشد و این اجازه را نداشته باشد که در مواضع ضرورى دیگران را تشویق یا تنبیه کند چرا که قدرت قانونى ندارد.

2 - توانایى تاثیرگذارى مدیران بر افراد سازمان، بر مبناى اختیار رسمى است که از پست سازمانى آنها ناشى شده است در حالى که رهبران مى توانند بر عملکرد دیگران تاثیر بگذارند بدون آنکه قدرت تاثیرگذارى آنان از اختیار رسمى ناشى شده باشد.

3- مدیر اداره مى کند در حالى که رهبر ابداع مى کند.

4 - «مدیریت» یک رونوشت است در حالى که «رهبری» یک اصل است.

5- مدیر امور را نگهدارى مى کند در حالى که رهبر آنها را بهبود مى بخشد.

6- مدیر روى سیستمها و ساختار تمرکز دارد ولى رهبر روى افراد تمرکز مى کند. در واقع مدیریت به فرآیندهاى سازمانى توجهى حساب شده دارد در حالى که رهبرى به کارکنان به عنوان افراد انسانى توجه واقعى دارد.

7- مدیر از اجراى یک شغل اطمینان حاصل مى کند، در حالى که رهبر مراقب فردى است که آن شغل را اجرا مى کند و به او توجه دارد.

8- مدیر نظارت مى کند، ولى رهبر اعتماد مى پراکند.

9- مدیر دیدگاه محدودى دارد، ولى رهبر از دیدگاه وسیعى برخوردار است.

10- مدیر «چگونه و چه وقت» را مى پرسد، در حالى که رهبر «چه چیز و چرا» را مى پرسد.

11- مدیر نظر به انتهاى خط دارد، ولى رهبر چشم به افق دارد.

12- مدیر پیروى مى کند، در حالى که رهبر سرچشمه مى گیرد.

13- مدیر وضع موجود را مى پذیرد، ولى رهبر با وضع موجود در جدال است.

14- مدیر سرباز قدیمى خوبى است، اما رهبر آدم خودش است.

15- مدیر کارها را درست انجام مى دهد، در حالى که رهبر کارهاى درست را، انجام مى دهد.

از جمله خصوصیات عمده اى که براى رهبران ذکر مى شود، مى توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- هوش: تحقیقات انجام شده بر روى رهبران موفق سازمانى نشان مى دهد که هوش آنان از میانگین هوش پیروان و زیردستانشان بیشتر است.

2- خصوصیات ظاهرى و فیزیکى مانند قد، سیما و حرکات دست.

3- بلوغ اجتماعى و وسعت دید: رهبران از جهت عاطفى با ثبات و داراى اعتماد به نفس اند و نسبت به مسایل و رویدادهاى اطراف خود دید و بینش وسیعى دارند.

4- رهبران شخصیت برونگرا دارند.

5- انگیزه هاى توفیق طلبى و نیل به هدف: رهبران داراى انگیزه هاى قوى براى موفقیت هستند و توفیق طلب اند.

6- خصوصیات شغلى مانند پشتکار و تلاش و ابداع و ابتکار.

۷- خصوصیات اجتماعى مانند مرتب اجتماعى و سیاسى.

8- انسانگرایى: انسانگرایى و تاکید بر ارزش انسانها خصوصیت بارز دیگر رهبران موفق است.

هر چند که عده اى عقیده دارند که توانایى رهبرى با خصوصیت فرد یا ویژگى هاى موروثى قابل بیان است، ولى باید این نکته را در نظر داشت که مى توان براى رهبر خوب شدن آموزش دید و با برنامه هاى آموزشى یک رهبر موفق شد.

منبع: تلخیص از کتب و مقاله های مدیریت

   
  

نظرات کاربران: 4 نظر (فعال: 4 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
یک دوست
| | 1392/2/14 - 14:32 |     0     0     |
16 - مدیر از طریق ابزارهایی مانند تشویق و تنبیه تنها از 10 الی 20 درصد توانایی کارکنان استفاده می نمایند (موفق) ولی رهبر از طریق اعتماد و توجه به روحیات پرسنل از 80 الی 90 درصد توانایی کارکنان استفاده می نماید(موثر).

رها
| 1392/2/16 - 20:03 |     0     0     |
سلام
موقعی که ما استخدام شدیم یه سری آزمون های مختلف گرفتند در مورد استعداد های مختلفی که وجود داره بعد از چند سال دوباره همون آزمون رو برگزار کردن تا ببینند افراد تو این سیستم توانستند با توجه به استعداد هاشون جایگزین بشوند من از نتیجه اش خبر ندارم ولی پژوهش خوبی بود ای کاش در دادن سمت سازمانی از همچین آزمون هایی استفاده شود

دوست
| | 1392/2/28 - 14:57 |     0     1     |

آقای مدیر عدالت در عمل جزو وعدهای الهی و انسانی می باشد ولی متاسفانه خودم دیدم با سند که چگونه حق مرا پایمال کردی با وجود اینکه تمای اسناد دال بر حق بودن من بود ولی شما که از حق و عدالت و انصاف در کلامتان شنیده می شود ما چیزی ندیدیم و فقط وعده های توخالی و لا غبر.........راهنمائی رجوع کنید به تصمیمات ماخوذه در یک هفته گذشته



نازیلا
| | 1394/10/12 - 14:37 |     0     0     |
چقدر شگفت‌انگیز است که کارمان را دوست داشته باشیم. در محل کار احساس امنیت کنیم. برای شرکتی کار کنیم که بواقع برایش مهم است نسبت به خودمان و کاری که انجام می‌دهیم چه احساسی داریم.

کار کردن تا دیرهنگام تأثیر منفی روی فرزندانمان نمی‌گذارد، این احساس ما در محل کار است که آنها را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

فرهنگ سازمانی قدرتمند بر سلامت ما تأثیر مثبت دارد. محیطی که در آن کار می‌کنیم و نحوه‌ی تعامل ما با یکدیگر، واقعاً حائز اهمیت است. محیط کاری خوب، به ما کمک می‌کند اطمینان حاصل کنیم که می‌توانیم حلقه‌های اعتماد را که لازمه‌ی همکاری مؤثر است بنا نهیم.

منبع : کتاب رهبران آخر از همه میخورند http://iranbook.ir



نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@dini-v.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار