صفحه اصلی     زندگی نامه     تماس با من     پیوندها  
دوشنبه، 19 آذر 1397 - 01:05   
  تازه ترین اخبار:  
 
- اندازه متن: + -  کد خبر: 824صفحه نخست » یادداشت ها و نوشته های مدیر سایتجمعه، 25 آبان 1397 - 19:16
#خاک_میخوریم_اما_خاک_نمیدهیم
#خاک_میخوریم_اما_خاک_نمیدهیمسردار مقاومت آذربایجان و جنبش مشروطیت نوشته است: من هیچ وقت گریه نمی کنم چون اگر اشک می ریختم، آذربایجان شکست می خورد و اگر آذربایجان شکست بخورد، ایران زمین می خورد… اما در مشروطه دو بار اون هم تو یه روز اشک ریختم. حدود ۹ ماه بود که تحت فشار بودیم… بدون غذا. بدون لباس… از قرارگاه اومدم بیرون … چشمم به یک زن افتاد با یه بچه تو بغلش. دیدم که بچه از بغل مادرش اومد پایین و چهار دست و پا رفت به طرف بوته علف… علف رو از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع کرد خاک ریشه ها رو خوردن… با خودم گفتم الان مادر اون بچه به من فحش می ده و میگه لعنت به ستارخان که ما را به این روز انداخته… اما مادر کودک اومد طرفش و بچه اش رو بغل کرد و گفت: عیبی نداره فرزندم… خاک می خوریم اما خاک نمی دهیم… اونجا بود که اشکم دراومد. منبع: کتاب گلچین خاطرات ستارخان ۲۵ آبان سال روز وداع ستارخان قره داغی،سردار ملی با این کره خاکی است ، روحش شاد ویاد وخاطره اش گرامی باد
  
   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@dini-v.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار