تلکس وب سايت شخصي ولي اله ديني: همديگر را دوست نداريم
شنبه، 18 مرداد 1393 - 21:37     کد خبر: 510

چرخه "دوست نداشتن همديگر"‌، در حالي همه ما را مي بلعد كه هر كس فكر مي كند در حال زرنگي و برنده شدن است و به اين نمي انديشد كه اگر من در راه بندان جاده چالوس آب معدني را به 10 برابر قيمت بفروشم، فردا خودرويي سوار مي شوم كه كارگر خط توليدش چون مردم را دوست ندارد، فلان پيچش را محكم نبسته است و آن كارگر هم شير پالم دار مي خورد تا زودتر سكته كند و و رئيس كارخانه لبنيات هم سر يك چهار راه با يك راننده تاكسي دعوا مي كند و مصدوم مي شود و...
عصرايران ؛ جعفر محمدي


- در شيرهاي پرچرب، روغن پالم كه براي سلامتي مضر است مي ريزند و به مردم مي فروشند.

- در اكثر تن ماهي ها ، روغن نباتي را به جاي روغن ماهي مي ريزند و به مردم مي فروشند.

- قبل از زدوده شدن سموم كشاورزي از روي ميوه ها ، آنها را مي چينند و به مردم مي فروشند.

- دو ميليون خودرو و سه ميليون موتورسيكلت معاينه فني ندارند.

- 15 ميليون پرونده مفتوح قضايي در محاكم كشور در جريان است.

- از اول فرودين تا آخر دي سال گذشته ، فقط در تهران، ‌90 هزار نفر به دليل نزاع به پزشكي قانوني تهران مراجعه كرده اند. آمار كل كشور بيشتر است.

- در تعطيلات عيد فطر كه جاده هاي شمال به دليل كثرت مسافران قفل شد، برخي فروشندگان بين راهي، يك بطري آب معدني را تا 10 هزار تومان به مسافران مانده در راه فروختند.

- ... .

اين ليست را مي توان همچنان ادامه داد اما واقعيت اين است كه با فهرست كردن رنج هايي كه مي بريم ، كاري از پيش نمي رود.
پس چه بايد كرد؟

شايد بهتر باشد كارخانه هايي كه لبنيات آلوده به پالم به مردم مي دهند را پلمپ كنيم و توليد كنندگان متقلب تن ماهي را به مجازات هاي نقدي سنگين ( نه! خيلي سنگين) محكوم نماييم.

شايد بهتر باشد از همين امروز، علاوه بر پاركينگ هاي شهر، بيابان هاي اطراف شهرها را هم تبديل به پاركينگ كنيم و همه خودروها و موتورسيكلت هاي فاقد معاينه را به پاركينگ هاي شهري و بياباني منتقل كنيم.

شايد يكي از راهكارهاي لازم براي كاهش تعداد پرونده هاي قضايي اين باشد كه تعداد قضات بيشتري در دستگاه قضايي استخدام شوند يا شعبات پزشكي قانوني را براي تسريع در كار مراجعه كنندگان بيشتر كنيم.

گرانفروشاني كه آب معدني را چندين برابر قيمت فروختند حتماً بايد به تعزيرات معرفي شوند. شايد بد نباشد كه از اين به بعد، نهادهايي مانند هلال احمر در شرايط مشابه ، آب و غذا به مسافران برساند.

همه اين ها راهكارهايي هستند كه مي شود درباره شان فكر كرد، برايشان همايش گذاشت، مصوبه و بودجه گرفت و عمليات اجرايي شان را محقق ساخت اما واقعيت اين است كه در كنار همه اين كارهاي اجرايي - كه در جاي خود لازم اند - بايد به سراغ "ريشه مشترك" همه اين مشكلات رفت.

اما به نظر مي رسد ريشه مشترك ريختن روغن پالم در شير و گران فروختن آب به مسافران جاده چالوس و نزاع هاي خياباني ، اين است كه "ما همديگر را دوست نداريم".
اگر مدير فلان كارخانه توليد لبنيات، مردم را دوست مي داشت، با خود مي گفت كه درست نيست آنها با خوردن لبنيات كارخانه من دچار چربي اضافه و بيماري شوند.

آن كشاورزي كه ميوه هاي آلوده به سم تحويل مردم مي دهد،‌ اگر همنوعان خود را دوست داشت، با خود مي گفت كه درست نيست خانواده ها به هواي اين كه دارند ميوه هاي پر از ويتامين مي خورند، ذره ذره سم بخورند و در دراز مدت به انواع سرطان ها دچار شوند.

آن مغازه داري كه فرصت در راه ماندگي مردم را براي گرانفروشي مغتنم دانست،‌اگر مردم را دوست داشت ،‌به آنها به چشم شكار نگاه نمي كرد و ... .

چرخه "دوست نداشتن همديگر"‌ ، در حالي همه ما را مي بلعد كه هر كس فكر مي كند در حال زرنگي و برنده شدن است و به اين نمي انديشد كه اگر من امروز آب معدني را به 10 برابر قيمت بفروشم، فردا خودرويي سوار مي شوم كه كارگر خط توليدش چون مردم را دوست ندارد، فلان پيچش را محكم نبسته است و آن كارگر هم شير پالم دار مي خورد تا زودتر سكته كند و و رئيس كارخانه لبنيات هم سر يك چهار راه با يك راننده  تاكسي سر بوق زدن دعوا مي كند و مصدوم مي شود و آن راننده تاكسي هم به پست تعميركاري مي خورد كه روغن تقلبي به ماشين اش مي ريزد و اين قصه همچنان ادامه مي يابد و هر كدام از ما ، ديگري را قرباني مي كنيم و قرباني ديگري مي شويم.

"همديگر را دوست بداريم" ؛ اين كليد حل معماست و راهگشاي بسياري از معضلات اجتماعي است كه درگيرش هستيم.

 اگر به همان اندازه كه به لايه هاي رويي مشكلات مي پردازيم،‌ به ريشه مشترك شان توجه كنيم و آن گاه از خود بپرسيم چرا دوست نداشتن همديگر،‌ اين همه فراگير شده است و سپس به همين يك سوال و پاسخش بپردازيم، جامعه ايران ،‌جاي بسيار بهتري براي زندگي خواهد بود.

پي نوشت1:
اين عكس ، يكي از زيباترين عكس هايي است كه ديده ام. كسي كه اين كاغذ را روي در خانه اش چسبانده ،‌ حتماً انسان مهرباني است و مردم را دوست دارد.
 

همديگر را دوست نداريم

اي كاش همه ما اين گونه بوديم و البته مي توانيم اين گونه باشيم زيرا مهرباني در ذات بشر است.
حتي اگر از منظر نفع گرايانه هم به موضوع بنگريم، نهايتاً اين مهرباني ها به نفع خودمان است. 


پي نوشت 2:
براي مهربان بودن با يكديگر ، منتظر نباشيد دولت بيايد و فرهنگ سازي كند تا ما همديگر را دوست داشته باشيم. از همين امروز به اصالت انساني خويش برگرديم، انسان ها را دوست بداريم و رفتار مهربانانه تري داشته باشيم،‌به همين سادگي. باور كنيد زندگي خودمان هم راحت تر مي شود.


برگشت به تلکس خبرها