صفحه اصلی     زندگی نامه     تماس با من     پیوندها  
سه شنبه، 28 آبان 1398 - 07:06   
  تازه ترین اخبار:  
 
- اندازه متن: + -  کد خبر: 122صفحه نخست » اخبار ، یادداشت ها و مقالات برگزیدهدوشنبه، 30 خرداد 1390 - 00:30
مدیریت ازمنظر نهج البلاغه و صد فرمان مدیریتی از آن
اهمیت نظام اداری در پیشرفت و تکامل ملتها بر کسی پوشیده نیست. مدیریت یکی از عوامل بنیادی در پیشرفت تمدن غربی می‌باشد و ضعف آن علت عقب‌ماندگی برخی کشورها قلمداد می‌گردد. مدیریت، یکی از عوامل پیشرفت تمدن اسلامی که به بشریت اندیشه‌های والایی در رشته‌های مختلف علوم و فنون ارائه نموده‌است. مدیریت از جمله دانشهایی است که اسلام را در جامعه‌ای پرآشوب و ناآشنا با مدیریت مطرح نمود. نهج‌البلاغه و سیرة دل‌انگیز امام (ع) دو منبع اساسی برای ماست. نهج‌البلاغه سرشار از اندیشه‌های مدیریتی و سیاسی و علوم و فنون و سرچشمه‌های مدیریتی است. نهج‌البلاغه کتابی است که از آن حکمت، موعظه، توحید، شجاعت، زهد و همت بلند آموخته می‌شود. ازنهج‌البلاغه چنین فهمیده می‌شود که این کتاب بعد از نگارش در سال 400 هجری به یکی از مهمترین منابع اندیشه اسلامی بعد از قرآن و حدیث پیامبر (ص) تبدیل شد
  

با واکاوی متون زرین نهج البلاغه به عباراتی برمی خوریم که مشعل روشنگر مسیر اداره امور و مدیریت را به دستان پویندگان رستگاری و عدالت می دهد و بایدها و نبایدهای مدیریت را بیان می کند. صفات مدیر صالح را از زبان الگوی مدیران دریابیم.

(1 مردم داری:

یعنی اخلاق اجتماعی داشتن. حضرت علی (ع) در این مورد می فرمایند: «با مردم فروتن باش، نرمخو و مهربان باش، گشاده رو و خندان باش. در نگاه هایت و در نیم نگاه و خیره شدن به مردم، به تساوی رفتار کن، تا بزرگان در ستمکاری تو طمع نکنند، و ناتوان ها در عدالت تو مایوس نگردند، زیرا خداوند از شما بندگان درباره اعمال کوچک و بزرگ، آشکار و پنهان خواهند پرسید، اگر کیفر دهد شما استحقاق بیش از آن را دارید، و اگر ببخشد از بزرگواری اوست.»

(2 اخلاق مدیریتی:

حضرت علی (ع) می فرمایند: «با مردم، به هنگام دیدار و در مجالس رسمی و در مقام داوری، گشاده رو باش و از خشم بپرهیز، که سبک مغزی، به تحریک شیطان است، و بدان! آنچه تو را به خدا نزدیک می سازد، از آتش جهنم دور، و آنچه تو را از خدا دور می سازد، به جهنم نزدیک می کند.»

(3 اجرای عدالت:

مدیر اسلامی اگر عدالت را در جامعه اجرا نماید. نگاه مردم به نظام خوش بین شده و باعث بقای نظام خواهد شد هر چند این عدالت برای عده ای ناخوشایند است، اما برای عموم مردم مطلوب و خوشایند می باشد.  حضرت در نهج البلاغه می فرمایند: « در اجرای عدالت گشایش است و اگر کسی از عدل به تنگ آید‏، ستم را سختتر یابد.»

و در بیانی دیگر می فرمایند: « آنچه بیشتر، دیده والیان بدان روشن است، برقراری عدالت در شهرها و روستاهاست.»

(4 ساده زیستی و زهد:

رهبری و مدیریت نظام اسلامی، در مصرف امکانات، مسئولیت سنگینی دارد. نوع و چگونگی مدیریت در استفاده امکاناتی که در اختیار مدیر می باشد، اولین شاخصه نظام اسلامی است و محکی روشن در اینکه ببینیم چه میزان در مسیر آرمان های اسلامی حرکت می کنیم؟ و چقدر با مشکل مواجه ایم؟!

حضرت زهد و ساده زیستی را اینگونه تعریف می کنند: « ای مردم، زهد یعنی کوتاه کردن آرزو، و شکرگزاری برابر نعمت ها و پرهیز در برابر محرمات. پس اگر نتوانستید همه این صفات را فراهم سازید، تلاش کنید که حرام بر صبر شما غلبه نکند و در برابر نعمت ها، شکر یادتان نرود. چه اینکه خداوند با دلائل روشن و آشکار، عذرها را قطع، و با کتاب های آسمانی روشنگر، بهانه ها را از بین برده است.»

مدیر اسلامی اگر عدالت را در جامعه اجرا نماید. نگاه مردم به نظام، خوش بین شده و باعث بقای نظام خواهد شد هر چند این عدالت برای عده ای ناخوشایند است، اما برای عموم مردم مطلوب و خوشایند می باشد.

(5رعایت حال محرومان:

طبقه محروم جامعه در اولویت گذاری مورد توجه مدیران باشند. حضرت علی (ع) می فرمایند:« در طبقه کم درآمد جامعه، خدا را در نظر بگیرید، آنان که راه چاره ندارند و از درویشان و نیازمندان و بینوایان و از بیماری بر جای ماندگانند.»

(6 عفو و گذشت و مدارا با عموم جامعه:

رعایت این امر باعث اعتماد جامعه به نظام مدیریتی و الگوپذیری از مدیران اسلامی جامعه خواهد بود. در این خصوص امام علی (ع) می فرمایند: « ای مالک از گناهان مردم درگذر، چنانچه دوست داری خدا گناهانت را بر تو ببخشاید و عفو فرمایید، چه تو برتر آنی و آن که بر تو ولایت دارد از تو برتر است و خدا از آن که تو را ولایت دارد، بالاتر…»

(7 ارتباط نزدیک با مردم:

یعنی مردم بتوانند به راحتی با مدیر خود ملاقات کنند. بنابراین مدیر اسلامی باید در دسترس همگان باشد نه عده ای خاص تا از آنچه که در جامعه می گذرد آگاه گردد. حضرت علی (ع) در این مورد به مالک اشتر توصیه می فرمایند: « ای مالک، خود را زیاد از رعیت پنهان مکن که پنهان شدن والیان از رعیت، نمونه ای است از تنگ خویی و کم اطلاعی در کارها، چون نهان شدن از رعیت، والیان را از دانستن آنچه بر آنان پوشیده است، باز می دارد.»

8)خونسرد در اولویت بندی اشتغالات:

یعنی نباید زیادی کارها یک مدیر اسلامی را سردرگم سازد و این امر از طریق برنامه ریزی و تقسیم کار امکان پذیر می شود و در مواردی، کادرسازی و پرورش نیرو لازم دارد. در این باره حضرت امیرالمومنین علی (ع) به مالک اشتر این چنین می فرمایند: « بر سر هر یک از کارهایت مهتری از آنان بگمار که نه بزرگی کار، او را ناتوان سازد و نه بسیاری آن، وی را پریشان.»

(9 اطاعت الهی:

یعنی مدیر غضب خداوند را پیش از همه غضب ها مدنظر داشته و طاعت او را بر همه طاعت ها مقدم بدارد. مدیر برای باقیماندن بر سر منصب خویش نباید دست به معصیت بزند حتی اگر مافوق او بخواهد که وی خطایی مرتکب شود، او نباید به چنین کاری تن در دهد‎‎؛ حضرت علی (ع) در این مورد میفرمایند: « مطیع مافوق بودن نباید منجر به معصیت خداوند گردد».

(10 عدم ترس از برکناری:

یعنی اگر مدیر اسلامی روزی از سمت خود به هر دلیلی به سمتی پایین تر تنزل پیدا کرد وظیفه دارد که این وضع موجود را بپذیرد و در خطی قرار نگیرد که مخالف مصالح جاری جامعه باشد. چرا که هدف یک مدیر اسلامی جلب رضای الهی و پیشبرد آرمان های اسلام و انقلاب است، نه چیز دیگر. حضرت علی (ع) در این خصوص می فرمایند:« نباید بر آنچه از دست داده اید تاسف بخورید»

(11 حفظ و حراست از بیت المال و ارزشهای اسلامی:

یک مدیر اسلامی نباید در مصارف بیرون از حیطه کاری اش از امکانات بیت المال استفاده نماید؛ یعنی نباید اموال بیت المال را در راه نفع شخصی به کار ببرد. در این مورد حضرت امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند: « به خدا سوگند، اگر ببینم آن بیت المال به مهر زنان یا بهای کنیزکان رفته باشد، آن را باز می گردانم، که در عدالت گشایش است و آن که عدالت را تحمل نکند، ستم را هرگز تحمل نخواهد کرد« 

بشر بعد از عبور دوران ابتدایی به مباحثی از قبیل منشأ حکومت با مردم و تقسیم کار میان طبقات مختلف و سازمان های اجتماعی و شیوه همکاری دسته جمعی توجه کرده است و به راه حل هایی دست یافته است که پایه و اساس مدیریت است.

گرچه امروز علم مدیریت بسیار گسترش یافته و به شاخه های مختلفی تقسیم شده است ? اما متون دینی ما دربار? الگوهای مدیریتی در پی آن است که به بررسی اخلاق مدیریتی و شیوه های آن از دیدگاه امام علی(ع)بپردازد و نگارنده ذیلاً نکاتی را در خصوص اخلاق ، نظام حکومتی و شیوه مدیریتی امام متقیان علی (ع) به اطلاع علاقمندان می رساند .

الف) اخلاق مدیریتی :

مدیر علاوه بر دانش و مهارت باید از اخلاق مدیریتی نیز برخوردار باشد ؛ امام علی(ع)به مدیران خویش یاداوری می کند که آنان خدمت گزاران مردم هستند و باید دارای صفت های اخلاقی ذیل باشند:

1-   لطف و محبت : اصل اساسی اخلاق مدیریتی لطف و محبت نسبت به هم اقشار مردم است حتی سخت گیری نسبت به مخالفین فکریش را نمی پسندد و استاندارانش می خواهد که حقوق اساسی هم اقشار را تأمین کنند و در برابر مردم فروتن و متواضع باشند.

2-    صبر و پایداری : امام مدیران را به صبر در برابر مشکلات و بردباری در برابر خطاهای مردم دعوت می کند و از آنان می خواهد که در هیچ کاری با عجله و شتاب تصمیم نگیرید. حتی در مجازات خطاکاران البته این صبر و بردباری به معنی سستی در انجام وظایف نیست.

3-    چشم پوشی و گذشت : مدیران باید خطاها و لغزش های مردم را نادیده بگیرند و آنان را مورد عفو قرار دهند.امام علی(ع) بد ترین افراد را کسی می داند که عیوب مردم را جستجو می کند وآنان را افشاء می نماید.

4-   صراحت و قاطعیت : مدیران باید در مواقع حساس به صراحت تصمیم بگیرند و با قاطعیت آن را اجرا کنند.البته اصل اساسی مدارا و گذشت است اما در اجرای قانون و ایجاد عدالت باید با قاطعیت اقدام کرد و خیانتکاران را مجازات نمود تا دیگر کسی به حقوق مردم ستم نکند.

5-   مستبد نبودن : البته صراحت و قاطعیت نباید منجر به استبداد شوم شود.امام علی(ع)استبداد را بلای بزرگی می شمارد که موجب فساد در دل و سستی در دین و سبب ایجاد حوادث سخت برای حکومت می شود.

6-   مشورت کردن : امام علی(ع) به جای استبداد در رأی از حاکمان و مردم می خواهد که با یکدیگر مشورت کنند و از عقل همدیگر یاری بگیرند.

ب ) نظام مدیریتی امام علی(ع):

امام علی(ع)بر اساس نیازهای جامعه و به قصد اصلاح امور مردم و پیشرفت کارهای اجتماعی و رفاه اجتماعی عمومی نظام مدیریتی دقیقی را برنامه ریزی می کند تا استاندارانش با توجه به طبقات مردم و نیازهای آن بتوانند به اداره جامعه بپردازند .

ج )  شیوه های و روش های مدیریتی :

روش های برجسته امام علی(ع) را چنین می توان خلاصه کرد:

1-  نظم و برنامه ریزی : امام علی(ع)بعد از سفارش به تقوای الهی به نظم در کارهای اجتماعی تأکید می کند و خودش نیز الگوی نظم و انضباط است.

2-  رعایت قانون و اجرای عدالت : امام علی(ع) به رعایت قانون الهی و سنت های پسندیده رایج تأکید می کند و با هم? مردم به انصاف و عدالت رفتار کند.

3-  مسئولیت دادن به دیگران : بهترین روش های مدیریتی تعیین مسئولیت وظایف است تا بتوان افراد را مؤاخذه کرد.

4-   تقویت انگیزه ها : او خلافت را به قصد خدمت به مردم و اصلاح امور اجتماعی پذیرفته است و به استاندارانش توصیه می کند که حکومت را طعمه و غذا ندانند ? بلکه آن را وسیله ای برای خدمت به مردم قرار دهند . البته او از حقوق مادی مدیران غافل نیست.

علیهذا، بر اساس موارد و دستورات موجود در نهج البلاغه امیرالمومنین علی (ع) ، ۱۰۰ نکته مدیریتی از فرمایشات حضرت امیر استخراج شده و به منظور استفاده علاقمندان و مدیران محترم ،در اختیار ایشان قرار داده می شود .

1-  مدیر قبل از دیگران باید به اصلاح خویش بپردازد .

2-  امور و کارها در گرو نتایج خود هستند .( اصل بازخور در مدیریت استراتژیک )

3-   پشتکار و جدیت در کار موجب پوشاندن عیبها می شود.

4-   شخصیت آدمی از خلال کارش متجلی می شود.

5-   در کار ناگزیر باید از کتمان و رازداری کمک جست .

6-  در درگیریها و اختلافها ، مدیر باید خود را مقصر بداند . ( حمایت از کارمند )

7-  طمع ، شکایت بردن به مردم و بدون توجه لب به سخن گشودن از عوامل ضعف مدیر است .

8-  باید در پی به دست آوردن دوستان و ماندگاری بر دوستی و تباه نساختن آن بود .

9-   آرزوی دروغین که مایه فریب انسان می گردد ، خیال را لباس واقعیت می پوشاند .

10-   غنیمت شمردن فرصت ، اساس موفقیت در هر کاری است .

11-   آدمی به زبانش شناخته می شود .

12-   ارزش آدمی از خلال مهارتها و شایستگیهای او نمایان می شود .

13-  رای سنجیده از تلاش نافرجام بهتر است .

14-   کوتاهی در عمل موجب غم و اندوه می گردد .

15- آدمی باید توانمندیها و شایستگیهای خود را بشناسد .

16-    صبر و شکیبائی یکی از ارکان موفقیت است . ( بردباری اصل اول مدیریت )

17-    استبداد راه شکست است .  ( پرهیز از دیکتاتوری و استفاده از خرد جمعی )

18-    هدف وسیله را توجیه نمی کند. ( پرهیز از استفاده ابزاری از کارمندان و امکانات )

19-    سعه صدر، نشانه موفقیت مدیر است .

20-   بهترین راه، بستن راههای بدی و گشودن راه نیکوکاران است.

21-    نمی توانی بدی را از محیط خود دور کنی مگر این که آن را در خودت از بین ببری.

22-   کوتاهی در کارها موجب پشیمانی و حسرت است.

23-    حق باید معیار در هر کاری باشد.

24-    باید برنامه روزانه ای داشت که در بردارنده ساعاتی برای استراحت و بیرون کردن غم و اندوه از دل باشد.

25-  نرمی و مدارا، راه کسب محبت دیگران است.

26-  آدمی در شرایط سخت ، شناخته خواهد شد.

27 -  اختلاف بین مسئولان موجب از بین رفتن تصمیمها می گردد. ( پرهیز از تفرقه و اتخاذ تصمیم جمعی )

28-   صفات رهبر عبارت است : هیبت ، انصاف ، بخشش بر دیگران و تواضع . ( معیار انتخاب مدیران )

29-   باید با نفست مبارزه کنی تا به کار مناسب و در خور برسی .

30-   با پدیدار شدن ظلم، مدیر عزل می شود . ( نظارت مدیریت ارشد )

31-   معیار کارها به ماندگاری آنهاست نه کثرت آنها .

32-  کارها را به موقع خودش انجام ده ، نه زودتر و نه دیرتر .

33-  مشورت کردن ، الزام آور نیست.

34-   خوشرویی و شادابی موجب راه یافتن به قلب دیگران می شود.

35-   خواندن باید مقرون به عمل باشد. ( لم تقولون ما لا تفعلون )

36-   در هنگام مدح و ذم متعادل باش.

37-    اطاعت نکردن از مافوق و تکبر بر زیردستان ، ظلم است .

38-    معیار اطاعت ، مسئولیت پذیری است.

39-   کارها باید مطابق اصول علمی صورت گیرد.

40-   معیار رهبری ، پاسخگویی به نیازهای مردم است.

41-  هنگام سخن گفتن ، سخنت باید از سرآگاهی باشد و گرنه سکوت بهتر است.

42-  ضرورتی ندارد که همه اهدافت در یک زمان تحقق یابد.

43-   روز را باید به سه بخش تقسیم کرد : ( برنامه ریزی روزانه )ساعاتی برای عبادت ، ساعاتی برای کار و ساعاتی برای استراحت .

44-    زشتیهای دنیا را می توان با زهد ورزیدن نسبت به دنیا کشف نمود.

45-   همه چیز را برای خود مخواه . ( پرهیز از زیاده خواهی )

46-    شرایط زندگی یکسان نیست.

47-   بردباری، عیبهای آدمی را می پوشاند.

48-    فرمانده در میدان شناخته می شود.

49-   هرگاه در کسی صفتی نیکو یافت شد، باید منتظر صفات خوب دیگر بود.

50-   مدیر باید در امور ضروری مربوط به کارش ، از فقه آگاه باشد.

51-   با کاستن شوخی ، احترام می بینی .

52-    قناعت ، سرمایه افزوده است.

53-   با تسامح و ارج گذاری به امور، مدیر می تواند با سخت ترین مشکلات مواجه شود.

54-  مدیر باید خود را فردی عادی فرض کند ؛ آن گاه بپرسد از یک مدیر چه انتظاری دارد اگر از زیردستان او باشد ،هر آنچه را که انتظار داری، دیگران از تو انتظار دارند.

55-   نسبت به رای مردم در باره افراد غافل مباش، کسی که مردم او را صالح می شناسند، پس صالح است.

56-   مردم برادران تو هستند، پس باید به چشم برادری به آنها بنگری .

57-   سلسله مراتب اداری باید رعایت شود.

58-   حق و عدل ، معیار و رضایت مردم ، هدف است. ( عدالت محوری )

59-    در پی کشف عیبهای زیردستان نباید بود. ( وا… ستار العیوب )

60-   راه سخن چینان را در فتنه ها ببند. ( پرهیز مدیر از دهن بینی )

61-   با بخیل و ترسو و حریص نباید مشورت کرد. ( دقت در انتخاب مشاور )

62-    اجازه مدح و ثنا در کاری که مدیر انجام نداده است، نباید داده شود.

63-    نیکوکار و بدکار نباید مساوی باشند.

64-  قانون یا طرح پیشین را نباید لغو نمود . ( احترام به تصمیمات مدیران قبلی )

65-    تشکیل هیات مشاوران با ترکیبی از متخصصان و افراد با تجربه ضروری است .

66-    شرایط به کارگیری افراد  دارای گوهری نیک ، از خاندان پارسا ، دارای سابقه نیکو ، دلیران و رزم آوران و بخشندگان و جوانمردان فراهم شود .

67-    مدیر باید همچون پدری باشد و بر کارکنان همچون پدر نظارت نماید.

68-    نگاه به کارکنان باید از سر عدالت و انصاف باشد.

69-    آگاهی از امنیت شغلی از امور ضروری مدیریت است. ( پرهیز از فریب کارمند )

70-   سلسله مراتب اداری باید بر آزمایش و امتحان افراد مبتنی باشد.

71-   رعایت ضوابط نه روابط .

72-   نیازهای حیاتی کارمند ، میزان حقوق او را تعیین می کند .

73-  گماردن بازرسان مخفی بر کارکنان لازم است. ( نظارت نا محسوس )

74-  طمع مدیران موجب فقر دیگران می شود.

75-   بیش از آنچه که گرفته می شود، باید بخشیده شود . ( گذشت و بخشش مادی و معنوی )

76-  مدیر نباید فریب ظواهر را بخورد.

77-  از وظایف مدیر آن است که جلسه عمومی تشکیل دهد تا کارکنان با آزادی کامل حرفهای خود را بزنند. ( استفاده از رد جمعی و ایجاد شرایط مشارکت کارمندان در فرآیند تصمیم سازی )

78-    برخی از کارها را مدیر خود باید انجام دهد .

79-   کار امروز را به فردا میفکن .

80-   مدیر برای تقویت اراده باید ساعتی از وقت خود را به عبادت بپردازد.

81-   اشراف مستمر ناشی از احاطه کامل است و این یکی از ضرورتهای مدیریت می باشد.

82-   در موقعیتهای پیچیده، مدیر باید دور اندیش باشد. ( محوریت تصمیمات استراتژیک )

83-   خود بینی و اعتماد به نفس کاذب و علاقه مندی به مدح و ثنا موجب از هم پاشیدگی نظام مدیریتی می گردد.

84-   نیکی کردن به دیگران بدون منت گذاری.

85-   برای هر کس کاری مناسب و مطابق با توانمندیهای او در نظر گرفته شود. ( ارزشیابی افراد و استفاده در مصادر شغلی مناسب )

86-    هر کاری را در جای خود انجام ده.

87-   باید به مدیران مسئولیت به کارگیری افراد را داد.

88-   هنگام خشم و عصبانیت تصمیم مگیر .

89-   هر عقوبتی باید بعد از یادآوری معاد باشد.

90-    مدیر هم باید الگویی نیکو از یک مدیر موفق داشته باشد.

91-  همه کارکنان را یکسان نگریستن .

92-   مطابقت درون با بیرون.

93-   دادن حق دیگران قبل از گرفتن حق خود.

94-   نیکی به انسانهای فتنه جو ، علاج آن است.

95-    نسبت به متمردان و قانون شکنان باید سیاست نرمی و درشتی را با هم به کار بست. ( جاذبه و دافعه )

96-    پاداش مدیر باید به قدر ضرورت باشد.

97-    تواضع ویژگی مدیران است.

98-    از لغزش و خطاهای جوانمردان درگذرید. ( گذشت )

99-   به بخشش عادت کردن هر چند که کم باشد.

100- یاری جستن و توکل بر خدا راز موفقیت می باشد.

   
  

نظرات کاربران: 3 نظر (فعال: 3 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
ناشناس
| 1390/4/1 - 16:52 |     0     0     |

باسلام ،انتخاب مطالب به روز با محتوای عمیق ومعنوی در این سایت ،نشانگر اعتقادات فکری و دینی و موفقیت شما در پستهای مدیریتی مختلف و تعامل و تواضع با عوامل سازمان ،نمود بهره گیری حضرتعالی از پندها و دستورهای منابعی همچون نهج البلاغه حضرت علی (ع) می باشد.



رامین اسدپور
| | 1390/5/28 - 17:59 |     0     0     |
سلام . ایشالا که حاجی این دوره هم باشند.

مریم ربیعی
| | 1393/1/23 - 02:20 |     0     0     |
سلام،خسته نباشید،بسیار عالی بود،در مورد گزینه 6 صد فرمان آیا منبع یا کتابی دارید؟برای تحقیق لازم دارم و پیدا نکردم،ممنونم اگر راهنمایی کنید.


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@dini-v.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار