صفحه اصلی     زندگی نامه     تماس با من     پیوندها  
چهارشنبه، 5 فروردین 1405 - 23:38   
  تازه ترین اخبار:  
 
- اندازه متن: + -  کد خبر: 131صفحه نخست » یادداشت ها و نوشته های مدیر سایتپنجشنبه، 17 شهریور 1390 - 12:00
انتقاد آری ولی انتقام هرگز
ممکن است در گفتار خودمان در محیط منزل ، اداره ، اجتماع ناخودآگاه با خود بگوییم چرا ما پیشرفتی نداشتیم ؟ نماینده مجلس ، شورای شهر، شهردار و فلان مسئول اجرایی و... را خطاب قرار دهیم و بگوییم شما برای آبادانی منطقه ، شهر و استان چه گامی برداشتید ؟ فلان بودجه چه شد ؟ فلان مشکل چرا حل نشد ؟ و انبوهی از این سوال های بی جواب، واقعاً گره کور این مسئله کجاست؟
  

 در مطالب بیان شده در خصوص عملکرد هریک ازافراد اشاره شده با انبوهی از نظرات و انتقادات مواجه می شویم که گاهی از اصل موضوع باز می مانیم . اغلب افراد بدون توجه به اصول اولیه انتقاد با ارائه مطالب گنگ و کلی و گاه متناقض تسویه حساب های شخصی خود را پیش می کشند و با یک ادبیات تند و زننده طرف دیگر را مخاطب قرار می دهند . نکته جالب تر اینکه اینگونه نظرات ضد و نقیض نه تنها راهکاری را ارائه نمی دهند بلکه به ایجاد تنش دامن می زنند .متاسفانه اغلب ما منتقدان ماهر و توانمندی هستیم ولی در عمل و ارائه راهکار یا بیگانه می شویم یا ناتوان. 

اداره یک مجموعه امر سهل و ساده ای نیست بلکه ظرافت کاری ها و پیچیدگی های خاص خود را دارا می باشد، اشخاصی که در رأس یک هرم قرار گرفته اند از رئیس یک اداره ، شرکت و... امکان دارد دچار اشتباهات فراوانی شوند و طرح و سیاستی که در پیش می گیرند، ممکن است کارایی لازم، شایسته و مطلوبی را نداشته باشد، لذا همه مابه عنوان یک تکلیف الهی و اجتماعی، مسئولیت داریم با چشمان باز، عملکرد آنان را زیر ذره بین قرار داده خطا و اشتباهاتشان را مورد ارزیابی و نقد منصفانه قرار دهیم و با انتقادهای سازنده و مؤثر خود به دور از اغراض و آلودگی های شخصی و جناحی زمینه و بستر رشد، تعالی و اصلاح امور را فراهم سازیم.

هدف از انتقاد، نباید انتقام و ویرانگری بلکه اصلاح و سازندگی باشد. محور اصلی و اساسی هر انتقادی، گذر از وضعیت موجود و رسیدن به وضعیت مطلوب و تغییر عملکرد فردی و سازمانی و سوق دادن آن در جهت مثبت می باشد، در نتیجه تکامل و اصلاح در افکار و رفتار را باعث می شود.

 افراد و اشخاصی که راه و روش دیگران را جرح و تعدیل کرده و زیر شلاق و تازیانه نقد قرار می دهند، قبل از هر چیزی، باید به درون و وجدان خود، مراجعه کرده هدف و نیت خود را زیر ذره بین قرار داده و ارزیابی کنند که چه عاملی باعث شده است که فلان رفتار و گفتار را جرح و تعدیل نموده و مورد انتقاد قرار می دهند؟ آیا حب و بغض های شخصی و جناحی در قضاوت و داوری او، نقش و تأثیر داشته است یا نه؟ چرا که برای تشخیص سازنده بودن انتقاد، هیچ ملاک و معیاری، جز وجدان افراد منتقد، وجود ندارد، تنها انسان های منتقد منصف، با مراجعه به درون خویش، متوجه می شوند که هدف شان چیست؟ انتقام است و یا انتقاد؟  

به عنوان مثال در حوزه خدمات شهری یکی از دلایل ضعف عملکرد شورای شهر می تواند عدم توجه کافی به انتخاب افراد متعهد و متخصص در مرحله انتخاب از یک طرف و از سوی دیگر ضعف مشارکت عمومی مردم یک شهر در همکاری و همراهی با این نهاد مردمی باشد اینجاست که هر گونه انتقاد در مرحله اول به خودمان بر می گردد که مع الاسف کمتر مورد توجه قرار می دهیم.

 در جهان امروز نقش احساسات و افکار انسانی در توسعه و تکامل سازمان‌ها و جوامع پررنگ گردیده و برقراری ارتباطات و هم‌اندیشی بین آنها از اهمیت بیشتری برخوردار گشته است . اگر مانسبت به احساس و عملکرد ضعیف و نامطلوب افراد یا واحدهای دیگر بطور مطلوب و مفید اظهارنظر کنیم، از قدرت انتقاد موثر و مثبت در جهت تقویت نقاط قوت و حذف نقاط ضعف بهره‌برداری کرده ایم آنهارا از فرصت‌ها و تهدیدات محیط آگاه ساخته ایم .

همه مابرای اصلاح و توسعه فردی ، گروهی و سازمانی و نیز برای انتقال دانش و مهارت خود به دیگران و اصلاح آن‌ها لازم است تا از قدرت انتقاد مثبت برخوردار باشیم. چرا که در فرایند مشاوره علاوه بر مهارت فنی ، مهارت انسانی و رفتاری حائز اهمیت بسیاری است. از سوی دیگر هر انسانی که مورد انتقاد قرار می‌گیرد، با بکارگیری هوشمندانه و به دور از تعصب و احساس ، می‌تواند به کسب آگاهی ، اصلاح دانش ، نگرش و مهارت‌های خود اقدام کند.

در مجموع انسان‌ها نیازمند انتقاد کردن و انتقادپذیری موثر و مثبت برای تکامل خود ، گروه و سازمان هستند. این نقد افراد ، سازمان‌ها و جوامع را به سوی تعالی سوق می‌دهد در حالی که نقد منفی ، روحیه خصومت و پرخاشگری و تضاد را گسترش داده و افراد و سازمان‌ها را به سوی عدم بهره‌وری از منابع انسانی و مادی و در نهایت نابودی آنها سوق می‌دهد.

   
  

نظرات کاربران: 1 نظر (فعال: 1 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
سهراب
| 1390/6/24 - 21:37 |     0     0     |

با سلام
مطالب بسیار جالبی مطرح گردیده که بسیار موشکافانه مبحث انتقاد را مورد تحلیل قرار گرفته است.اما مبحث انتقاد بدون دانستن از خطوط قرمز و نداشتن آگاهی از این خطوط بسیار خطرناک بوده و احتمالا سر سبز را دهد بر باد.
معمولا همه افراد می گویند ما انتقاد را می پذیریم و به آن ارج می دهیم اما در کشور ما به این حقیر ثابت شده که هیچ کس انتقاد را دوست ندارد و همیشه در برابر آن جبهه گیری می گردد.
یاد دارم در شرکتی که کار می کردم مدیرمان می گفت که از من انتقاد کنید و ایرادات مرا به من گوشزد کنید ما هم زمان جوانی و اوج تفکرمان احساس کردیم که به پیمانکاری بسیار لطف گردیده و به دیگران اصلا بهایی داده نمی شود لذا در مقام انتقاد به مسئول خود گفتیم که این عدالت نیست به یکی بی هیچ بهانه و عملکرد خاصی اینقدر توجه می شود اما به محض گفتن این حرف مدتهای مدیدی مورد غضب مسولین قرار داشتم حال این را مطرح می کنم آیا من روش انتقاد کردن بلد نبودم یا خطوط قرمزی زیر پاهایم له شده بود؟
پس از افت و خیز بسیار  فهمیدم هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.از ان روز به بعد همیشه رئیسم را تعریف کردم و بد هایش را هم خوب گفتم و این منجر شد تا پس از مدتها بازمرا قابل اعتماد بداند .حال یه پیشنهادی دارم چی می شود هر کس خطوط قرمز خود را مشخص کند تا انتقاد به خطوط قرمز کشیده نشود و سازنده باشد و مطلب بعدی خود را در مورد خطوط قرمز و ناحیه بحرانی قرار دهید تا بسیاری از سوء تفاهمات از بین برود و هر کس به دنبال ارتباط سالم هست راحتتر به آن دست یابد.




نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@dini-v.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار