صفحه اصلی     زندگی نامه     تماس با من     پیوندها  
پنجشنبه، 4 اردیبهشت 1393 - 20:51   
  تازه ترین اخبار: دغدغه های هر روز مادر     چگونه گوشی یا تبلت خیس شده خود را نجات دهید!     دوران گذار اهر و هریس فرا رسیده است      رکود اقتصادی از عوامل بروز تا شرایط خروج      آموزشکده فرش هریس از فعالیت ایستاده است!     توصیه امام علی(ع) در ارتباط با زبان و خرد     هدفمندی یارانه ها؛ داشته ها و نداشته ها      جملات الهام بخش برای زندگی (6)     آخرین فرصت!     دومین همایش بزرگ سرمایه‌گذاری ارسبارانی‌های مقیم مرکز     هدفمند کردن یارانه ها و مدیریت مصرف انرژی     ۵ قانون برای پدرانی که دختر دارند     آیا یارانه پول نفت است؟     قهرمانی تیم فوتسال سبلان تبریز در ششمین‌دوره‌ی مسابقات فوتسال روستایی شهرستان هریس      دولت تدبیر و امید به "غارت بیت المال در فوتبال" پایان دهد     مدیریت منابع انسانی واشتباه مدیران تازه وارد      نگاه کوتاه به وضع اقتصادی و انرژی روسیه در سالهای ٢٠١٢ و ٢٠١٣      عمارت اینالو - آذربایجان شرقی/تصاویر     با "بابا"     10 موضوعی که قبل از خواب باید به آنها فکر کنید       
 
- اندازه متن: + -  کد خبر: 152شنبه، 29 بهمن 1390 - 01:23
عمر برَف است و آفتاب تموز
شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی درگلستان آورده است : یک شب تأمل ایام گذشته می کردم و بر عمر تلف کرده تأسف می‌خوردم و سنگ سراچه‌ی دل به الماس آب دیده می‌سفتم و این بیت‌ها مناسب حال خود می‌گفتم...
  

هر دم از عمر می‌رود نفسی
چون نگه می‌کنم نماند بسی

ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روز دریابی  

خجل آنکس که رفت و کار نساخت
کوس رحلت زدند و بار نساخت

خواب ِنوشین بامداد رحیل
باز دارد پیاده را ز سبیل                    [سبیل = راه]

هر که آمد عمارتی نو ساخت
رفت و منزل به دیگری پرداخت
 
وان دگر پخت همچنان هوسی
وین عمارت بسر نبرد کسی

یار ناپایدار دوست مدار
دوستی را نشاید این غدار
 
نیک و بد چون همی بباید مرُد
خُنُک آنکس که گوی نیکی برُد
 
برگ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد ز پس ز پیش فرست
 
عمر برَف است و آفتاب تموز             [آفتاب مردادماه]
اندکی ماند و خواجه غَره هنوز
 
ای تهی‌دست رفته در بازار
ترسمت پُر نیاوری دستار

هر که مزروع خود بخورد به  خو یـد    [ خید خوانده می‌شود. خوشه نارس گندم و جو]
وقت خرمنش خوشه باید چید           [خوشه چیدن یعنی گدایی کردن]

کسی از متعلقان منش بر حسب واقعه مطلع گردانید که فلان عزم کرده است و نیت جزم که بَقیِت عمر معتکف نشیند و خاموشی گزیند تو نیز اگر توانی، سر خویش گیر و راه مجانبت [دور شدن] پیش. گفتا: به عزت عظیم و صحبت قدیم که دم بر نیارم و قدم بر ندارم مگر آنگه که سخن گفته شود به عادت مألوف و طریق معروف که آزردن دوستان جهلست وکفارت یمین [سوگند] سهل و خلاف راه صوابست و نقص رای اولوالالباب [خردمندان]، ذوالفقار علی در نیام و زبان سعدی در کام.

زبان در دهان ای خردمند چیست؟ 
کلید ِدر ِ گنج ِصاحب هنر 
چو در بسته باشد چه داند کسی
که جوهر فروشست یا پیله ور
 
اگر چه پیش خردمند خامشی ادبست
 
به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی
 
دو چیز طَیره [سبکی]‌ عقلست، دم فروبستن
 
به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی 

 

   
  

نظرات کاربران: 2 نظر (فعال: 2 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
* نام:       پست الکترونیکی: شنبه، 29 بهمن 1390 - 10:19
نظر:

شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی ملقب به شیخ سخن از نوابغ و شعرای قرن هفتم می باشند که نثرهای سجع ایشان در بوستان ستاره صنایع ادبی چکاد(قله) ادبیات ایران زمین بوده و شاید قرنها بعد از اینهم احدی توانایی با اورا نداشته باشد،همچنانکه گلستان ایشان به قول قدما کسی از 7 سالگی گلستان را حفظ باشد ،در عین سادگی جملات ،شاید هفتاد سالگی ،از معانی عمیق آن سر در بیاورد.........و از شما هم از ارائه این مطالب در سایت تشکر می نمایم.......


* نام: ع       پست الکترونیکی: شنبه، 6 اسفند 1390 - 22:09
نظر: سخنرانی مقام معظم رهبری پیرامون عمر انسان

متن سخنرانی :

درباره‌ى عمر فکر کنیم. عمر سرمایه‌ى اصلى هر انسانى است. همه‌ى خیرات به وسیله‌ى عمر - همین ساعات زودگذر - به دست مى‌آید؛ این سرمایه است که می‌تواند سعادت ابدى و بهشت جاودان را براى انسان تدارک ببیند. درباره‌ى این عمر فکر کنیم. گذر عمر را ببینیم. ناپایدارى ساعات زندگى و روزها و شب‌هاى اوقات عمر را احساس کنیم. به این گذر زمان توجه کنیم؛ «عمر، برف است و آفتاب تموز». لحظه به لحظه از این سرمایه دارد کاسته می‌شود؛ و این در حالى است که این سرمایه، همه چیز ماست براى کسب سعادت اخروى؛ چه جورى مصرفش می‌کنیم، در کجا مصرفش می‌کنیم، در چه راهى آن را خرج می‌کنیم
تفکر در باب مرگ، عبور از این عالم، لحظه‌ى خروج روح از بدن و ملاقات جناب ملک‌الموت؛ این لحظه براى همه‌ى ما پیش مى‌آید؛ «کلّ نفس ذائقة الموت»؛ همه، این را می‌چشیم. حالِ ما در آن لحظه چگونه است؟ دل ما در آن لحظه در چه حال است؟ اینها نکاتى است که در خور تدبر و تأمل است. فکر در این زمینه‌ها، از جمله‌ى تفکر لازم و اساسى و ضرورى است

منبع : پایگاه فرهنگی اجتماعی الکوثر


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
 کد امنیتی:
 
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
کلیه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
info@dini-v.com
پشتیبانی توسط: گروه نرم افزاری فکا